برگردان گفتارها

تلاقی عدالت و آزادی در الگوی رفاهی سوئد

سخنرانی استفان لوون در دانشگاه مطالعات خارجی هانکوک سئول

برگردان: حامد سلمانی•

زمان زیادی از حضور نخست وزیر سوئد در ایران نمی گذرد. او به ایران آمد، نسبت به آتیه ی روابط با ایران ابراز خشنودی کرد و در حالی ایران را ترک کرد که به نظر نمی رسد فرصت چندانی برای آموختن از او درباره ی نسبت آزادی و عدالت در الگوی رفاهی سوئد در اختیار دولتمردان ایرانی قرار گرفته باشد.

لوون این سخنرانی را یک سال پیش از رسیدن به نخست وزیری انجام داده است. او در این جا به توصیف دولت رفاهی آنگونه که در کشورهای اسکاندیناوی به اجرا گذاشته شده می پردازد و در دفاع از حقانیت این روش حکومت داری، به حقوق اجتماعی خدشه ناپذیر افراد بشر استناد می کند. در حالی که اختلاف طبقاتی رو به رشد و کاهش سطح درآمد عموم مردم در سراسر نقاط جهان، آنها را در چرخه ی بی پایان محرومیت و اضطرار قرار می دهد، حمایت های اجتماعی و تامین حداقل های کفایتی برای یک زیست انسانی، به صورت امری مهجور و خارج از گفتمان مسلط درآمده است. از نظر لوون سنگ بنای دولت رفاه، تحقق آرمان آزادی است؛ با این تفاوت که این آزادی فقط رفع موانع برای فعالیت افراد -که در بسیاری از موارد فقط به کار بخش های قدرتمند می آید- نیست، بلکه تامین حداقل های آموزشی، بهداشتی و کاری برای افراد است تا فرصت تحقق آرزوهای خود را بیابند.

 

باعث افتخار من است که اینجا هستم.

جمهوری کره کشور بسیار گرم و مهمان نوازی است و برای من امتیاز بسیار بزرگی خواهد بود که درباره ی فرهنگ شما و پیشرفت های اخیرتان بیشتر بیاموزم. می خواهم از این دانشگاه به خاطر دعوتی که از من داشتند تشکر کنم و همچنین سپاسگزاری ویژه ای از دانشکده ی زبان‌های اسکاندیناوی داشته باشم. سخنرانی من به زبان انگلیسی خواهد بود ولی اگر می‌خواهید مهارت تان را در فراگیری زبان امتحان کنید، راحت باشید و پس از سخنرانی سوالاتتان را از من به سوئدی بپرسید. من برای مطالعه ی نظام آموزشی، شیوه های کسب و کار و نوآوری های شما در سئول هستم. این ها عناصر کلیدی پیشرفت [هر کشوری] هستند که سوئد و جمهوری کره می توانند از یکدیگر بیاموزند.

موضوع سخنرانی امروز من، سیستم سوئدی رفاه است که با همه عناصری که در بالا گفتم ارتباط دارد. سیستم سوئدی رفاه پایه اساسی پیشرفت و رشد و مایه ی افتخار ملی ماست.

یکی از مهمترین پروژه های حزب سوسیال دموکرات سوئد که من به آن تعلق دارم، ایجاد، گسترش دایمی و اصلاح دولت نوین رفاه است. به همین دلیل زمانی که از من خواسته شد برای شما در این باره صحبت کنم، بسیار خوشحال شدم. تلاش من این خواهد بود که تصویری از ایده های پشتیبان دولت رفاهی سوئد و همچنین چشم اندازی از چالش های پیش روی آن در آینده ارایه کنم.

****

[شاید بتوانم بگویم] یک دلیل مهم برای ایجاد دولت رفاه وجود دارد. آن دلیل فقط رسیدن به برابری نیست؛ هر چند تاریخ نشان داده است چنین دولتی موفق به ایجاد برابری خواهد شد. آن دلیل فقط دست یافتن به رشد نیست؛ هر چند تاریخ نشان داده است چنین دولتی موفق به ایجاد رشد خواهد شد. آن دلیل آزادی است.

اعتقاد ما این است که همه ی ما برابر خلق شده ایم و به همین دلیل باید فرصتی برابر -مستقل از جنسیت، پیشینه ی اجتماعی یا وضعیت بدنیمان- برای زیست به روشی که خودمان انتخاب می کنیم داشته باشیم. این دلیل [ما است] برای داشتن یک دولت رفاه.

برخی می گویند تشریک مساعی برای رسیدن به رفاه همگانی به طرز فکر اشتراکی ختم می شود و فردگرایی را از بین می برد. این اشتباه است. تحقیقات نشان داده که سوئد یکی از آزادترین، برابرترین و فردگراترین کشورهای جهان است و من متقاعد شده ام که این موضوع نه برخلاف که به دلیل دولت رفاه است. رفاه عمومی باعث تقویت شما به عنوان یک فرد می شود و باعث استقلال عمل و آزادی شما برای انتخاب شیوه زندگی مطلوبتان می شود.

****

همه ی جوامع باید راهی برای تامین مالی آموزش، مراقبت های بهداشت و دیگر خدمات اجتماعی پیدا کنند. معمولا سه روش برای سازماندهی رفاه بیان می شود؛ یکی مدل مبتنی بر بازار است که در ایالات متحده استفاده می شود. در این مدل هر کسی هزینه ها را از جیب خودش می پردازد و معمولا هم این کار از طریق بیمه های شخصی انجام می پذیرد. دیگری مدل محافظه کارانه است که غالبا در کشورهای کاتولیک اروپا وجود دارد و خدمات اجتماعی به جای اشخاص تا حد زیادی به خانواده ها مرتبط است. در نهایت یک مدل رفاه همگانی وجود دارد که آشکارا توسط سوئد و دیگر کشورهای اسکاندیناوی مثل نروژ، دانمارک، فنلالند و ایسلند در پیش گرفته شده است.

من روی مدل اسکاندیناوی تمرکز خواهم کرد و دوست دارم سه جنبه ی بنیادین آن را تشریح کنم. اول: دسترسی آزاد، برابر و همگانی به آموزش، بهداشت و مراقبت از سالمندان با تاکید بر حق همه ی افراد بر آنها. دوم: امنیت عمومی جامعه زمانی که فرد صاحب فرزند، بیکار، بیمار و یا پیر می شود و سوم: نیاز مبرم برای اشتغال همگانی که در آینده هم پایه ایی خواهد بود برای دولت رفاه پایدار.

****

اجازه دهید با دسترسی آزاد، برابر و همگانی به آموزش، بهداشت و مراقبت از سالمندان آغاز کنم. دریافت ما این است که خدمات مشخص اجتماعی باید جزو حقوق اجتماعی در نظر گرفته شود و به همین دلیل است که ما عمیقا به مدل رفاه همگانی معتقدیم. این خدمات نه با توجه به توانایی پرداخت، که باید بر اساس نیاز ارائه شوند. نه فقط برای عده ایی، که برای همه باید در دسترس باشند. از نظر ما اینها اصول و حقایقی بدیهی هستند. ما معتقدیم که آموزش باید رایگان باشد، زیرا آگاهی هایی که هر فرد در بازار کار به آن نیاز دارد را در اختیار قرار می دهد. شانسی برای شناخت خود و جامعه تان به وجود می آورد و در نهایت شانسی برای موفقیت در زندگی ایجاد می کند. هم اکنون این اتفاق از طریق یارانه های زیادی که برای مراقبت کامل دولتی از کودکان پرداخت می شود آغاز شده است. ۸۷ درصد همه ی کودکان سوئدی از مراقبت هایی که هزینه های آن به صورت عمومی تامین می شود استفاده می کنند. این عدد در بین کودکان ۴ تا ۵ ساله به ۹۵ درصد می رسد. سپس نه سال آموزش اجباری از سن هفت سالگی و سه سال آموزش دوره متوسطه، دانش‌آموزان را برای کار یا دانشگاه آماده می کند. همه این مراحل آموزش عمومی و همچنین تحصیل در دانشگاه، رایگان هستند.

****

به علاوه این بدین معناست که ما با هزینه های مخفی مثل پول اضافه برای سفرهای مدرسه، لوازم آموزشی یا ناهار مدارس مقابله می کنیم. چنین هزینه هایی می تواند باعث شکاف میان دانش آموزانی که خانواده های مرفه و آنهایی که خانواده های فقیر دارند بشود و از همین رو نباید اجازه ی ایجاد چنین وضعیتی را بدهیم. دانشجویان دانشگاه هم به وسیله وام های دانشجویی و کمک هزینه های دولتی پشتیبانی می شوند تا هزینه های اولیه ی زندگی در طول مدت تحصیل شان را پوشش دهد.

ایده ی دسترسی همگانی در بخش مراقبت های بهداشتی نیز پیگیری می شود. هزینه های ویزیت پزشک، آزمایش و عمل جراحی بسیار کم است. یارانه ی بالایی برای دارو پرداخت می شود، در نتیجه فرد به میزان مشخصی پرداخت می کند و باقی آن توسط دولت پوشش داده می شود. این موضوع برای شهروندان سالمند ما هم بسیار حیاتی است. هر چند یارانه زیاد برای مراقبت از پیران اختصاص داده می شود، اما هزینه های جمعیت رو به افزایش سالمندان اگر با محدودیت هزینه های پزشکی همراه نباشد می تواند به میزان غیرقابل قبولی افزایش یابد.

****

همانطور که پیشتر اشاره کردم، ایده ی کلی پشت تمام این‌ موضوعات این است که ما اعتقاد داریم مواردی مثل آموزش و بهداشت جزو حقوق اجتماعی هستند. اینها باید بیرون از سیستم بازار آزاد ما نگه داشته شوند. اما این بدین معنی نیست که آن ها نباید برنامه ی مالی داشته باشند، دقیقا برعکس.

پرداخت هزینه های آموزش و مراقبت های پزشکی از طریق مالیات به جای پرداخت مستقیم [شهریه یا پول ویزیت]، هزینه های مدیریتی را کاهش می دهد. گذشته از این از ولخرجی در بخش سلامت جلوگیری می کند. هزینه های سرسام آوری که بوروکرات ها -آنگونه که در آمریکا دیده می شود- صرف می کنند تا بفهمند چه کسی برای چه خدمات درمانی پرداخت کرده، در سیستم ما کاهش چشمگیری یافته است. ما تنها لازم است مطمئن شویم که هر کسی مالیاتش را می پردازد. رفاه همگانی، اغلب کارآیی بیشتری از راه حل های خصوصی دارد. و به این ترتیب به موضوع دوم می رسیم: امنیت اجتماعی.

****

سیستم بیمه ی اجتماعی ما بر اساس اصل کسر-از-درآمد بنا شده است. پرداخت های همه افراد یک کاسه می شود؛ و به همین دلیل حتی با از دست دادن شغل، بیماری، حوادث کاری و یا بازنشستگی باز هم قادر خواهید بود استاندارد اقتصادی قابل قبولی داشته باشید. این ایده ی خیلی ساده ای است. هیچ پدر و مادری نباید در شرایطی قرار بگیرد که به خاطر از دست دادن کار یا ابتلا به سرطان، به خانه برود و بگوید مجبوریم آپارتمانمان را بفروشیم.

مهم نیست که شما کارگر یقه آبی هستید یا یقه سفید، در دانشگاه کار می کنید و یا مدیر عامل هستید؛ این اصل شامل همه می شود. با وجود آنکه احزاب محافظه کار سوئد هر از گاهی به این اصل حمله می کنند، اما پشتیبانی مردمی قدرتمندی دارد. من گمان می کنم این پشتیبانی زیاد، ریشه در این واقعیت دارد که مردم می بینند که این اصل چگونه مسیر برابری و همبستگی بیشتر در جامعه را هموار می سازد. و هر کسی می داند که خودش روزی بیکار و یا بیمار خواهد شد و همه به ناچار روزی پیری را تجربه خواهند کرد.

اما برداشتی نیز وجود دارد که رفاه همگانی منجر به ایجاد یک اقتصاد با کارآیی بیشتر هم می شود. بیایید ببینیم اگر امنیت اجتماعی وجود نداشته باشد چه اتفاقی می افتد. اگر قرار باشد بیکاری شما منجر به افتادن در ورطه فقر و محرومیت شود، در پذیرش فناوری ها یا شیوه های مدرن کار که ممکن است رقیب شما در محیط کار محسوب شوند بی انگیزه تر خواهید شد.

شما به جای ارتقای کارآیی به جنگ آن خواهید رفت. یا بگذارید اینطور بگویم که شما به دلیل بیماری، از نظر اقتصادی آسیب خواهید دید. این موضوع نه تنها به شما کمک نمی کند که بهبود یابید یا به کار بازگردید، بلکه دقیقا برعکس عمل می‌کند.

شما به جای تمرکز بر بهبود سلامتی تان، باید تلاش کنید تا روش های جدیدی برای گذران زندگی پیدا کنید. و وقتی فرزنددار شدن شما نتیجه اش از دست دادن درآمدتان باشد حتما به این امر به چشم یک هزینه و چالش اقتصادی نگاه می کنید. این امر موجب تردید شما برای بچه دار شدن می شود و نتیجه اش کم شدن تولد بچه هایی می شود که بعدا می توانند چه با پرداخت مالیات و چه از روش‌های دیگر، از افراد مسن مراقبت کنند.

برای اینکه درستی این خط فکری را بیازماییم کافیست به نرخ باروری در اروپا نگاه کنیم. کشورهایی که سیستم رفاهی ضعیفی دارند از کمترین نرخ باروری برخوردار هستند. مثلا نرخ باروری مجارستان، رومانی و لهستان تقریبا هم سطح جمهوری کره و بین ۱٫۲ تا ۱٫۳ است. از طرف دیگر، نرخ باروری در سوئد به خاطر هزینه-کرد در مراقبت از فرزند، دادن مرخصی به والدین، برابری جنسی و کمک فوق العاده برای فرزند بیشتر توانسته است به ۱٫۹ که یکی از بالاترین نرخ ها در اروپا است دست یابد.

****

به همین دلیل است که ایجاد دولت رفاه را نباید به عنوان امری هزینه بر نگاه کنیم، بلکه این کار نوعی سرمایه گذاری است. هر هزینه ای در این زمینه انجام می دهید بازخواهد گشت. حال به سومین بخش می رسیم: ارتباط بین دولت رفاه و اشتغال همگانی.

این که کارکرد دولت مدرن رفاه نیازمند دریافت مالیات نسبتا بالایی است بر کسی پوشیده نیست. ولی قطعا مقدار مالیاتی که دولت می تواند جمع آوری کند، تابعی از میزان درآمد همه مردم است. از این رو کلید اصلی حفظ دولت رفاه، دریافت مالیات زیاد نیست، بلکه اشتغال بالاست. این اصل مهم اخلاق حرفه ای، که هرکس باید مشارکت کند و سهم خودش را انجام دهد، بسیار مهم تلقی می شود. این امر پایه ی عملکرد مناسب دولت رفاه است.

یک ضرب المثل قدیمی سوئدی که بیانگر اهمیت این موضوع است، می‌گوید: «وظیفه ات را انجام بده- حقت را بطلب». دولت رفاه را اشتغال همگانی می سازد و زیبایی داستان آنجاست که: در مقابل، دولت رفاه هم به ایجاد اشتغال همگانی کمک می رساند. این یک خیابان دو طرفه است. پیش از این گفتم که در نتیجه ی امنیت اجتماعی مردم به جای آنکه در برابر کارآیی موضع بگیرند، آن را می پذیرند و در نتیجه بهره وری در بازار کار افزایش می‌یابد.

همچنین آن ها می توانند با خیال راحت به توانبخشی خود بپردازند و به این ترتیب پس از بیماری مجددا به کار بازگردند. اما این همه ی داستان نیست. مدل رفاهی کشورهای اسکاندیناوی، برابری جنسی را نیز افزایش می دهد. زنان بیشتری می توانند در بازار کار مشارکت کنند و جامعه می تواند همزمان از مهارت ها و ایده های زنان و مردان بهره مند شود.

سرمایه‌گذاری های ما برای نگهداری از کودکان در طول روز و مراقبت از افراد مسن، موقعیتی را به وجود می آورد که افراد کمتری برای مراقبت از آنها مجبور به ماندن در خانه باشند. سوئد در حال حاضر یکی از بالاترین سطوح میزان اشتغال زن ها را در دنیا دارد؛ ۷۲ درصد از زنان ۱۶ تا ۶۴ سال در سوئد مشغول به کار هستند.

مراقبت های بهداشتی رایگان بدین معنی است که افراد کمتری برای رفتن به دکتر تردید می کنند و می توانند زودتر بهبود یابند و به کارشان باز گردند. سرمایه گذاری در آموزش همگانی هم بدین معنا است که افراد بیشتری توانایی تحصیل و مطالعه دارند و بعدها می توانند آموزش های خود را تقویت کنند.

این موضوع جایگاه سوئد در اقتصاد جهانی علم را اثبات می کند. بنابراین، دولت رفاه موتور محرک مهمی برای دستیابی به اشتغال همگانی است. اما تضمین قطعی هم نیست.

این نکته مرا به چالش آینده دولت رفاه سوئد می رساند. انتظارات از دولت رفاه دایما در حال افزایش است. استانداردهای بالاتر زندگی، تقاضای بیشتری برای مراقبت‌های بهداشتی، خدمات اجتماعی و آموزش در پی خواهد داشت. همیشه می توان بخش خدمات عمومی را بهتر و بهتر ساخت. اما مثل صنایع تولیدی هم نیست؛ بلکه در حوزه ی خدمات رفاهی این مردم هستند که به مردم کمک می کنند.

هر چند فناوری های نوین تا اندازه ای تسهیل گر هستند، اما در این باره همواره به ارتباط شخصی و تماس انسانی وابسته هستیم.

اما برخلاف اینکه نرخ باروری در سوئد بالاست، به خاطر طولانی تر شدن عمر افراد، جمعیت در حال پیر شدن است. در حال حاضر امید به زندگی برای دختری که در سوئد متولد می شود، ۸۴ سال است. مسیری که ما در آن هستیم مسیر درست و رو به پیشرفتی است؛ ما جامعه مان را به گونه ای سامان داده ایم که قوی تر شده است و زندگی طولانی تری داریم.

اما این هم هست که در حالی که درصد کمتری از جمعیت کار می کنند، هزینه های مرتبط با مراقبت های بهداشتی و مراقبت از افراد مسن افزایش می یابد. متاسفانه، سوئدی ها سالهاست که از مسیر اشتغال همگانی منحرف شده اند. ۴۰۰ هزار نفر بیکار هستند و در جمعیت نه میلیونی، این عدد قابل توجهی است. به همین دلیل است که من معتقدم تنها راه تثبیت و تقویت دولت رفاه، بازگشت به مسیر سخت اشتغال همگانی است.

باز به همین دلیل است که از نظر من نخستین گام باید کاهش نرخ بیکاری سوئد به کمترین میزان در میان کشورهای اروپایی تا سال ۲۰۲۰ باشد. این موضوع یکی از مهم ترین وعده های من برای انتخابات پارلمانی سال بعد سوئد است.

از همین رو است که من هم اکنون اینجا در جمهوری کره هستم، تا درباره ی نظام آموزشی، بخش تجاری و نوآوری های شما مطالعه کنم. این هدف، سیاست فعالی را برای دستیابی به اشتغال همگانی می طلبد. سوئدی ها برای به وجود آوردن تقاضای بیشتر در بازار کار باید رشد را تحریک و در تحقیقات، نوآوری و همکاری صنعتی سرمایه گذاری کنند. ما در سیستم آموزشی سرمایه‌گذاری خواهیم کرد و مدارس سوئد را تقویت می کنیم تا بتوانیم به درخواست رو به افزایش بخش تجاری و عمومی برای نیروی کار ماهر پاسخ دهیم و ما روی پایداری تمرکز خواهیم کرد:

پایداری در محیط کار، به وسیله ی ارتقای محیط کاری در هر دو بخش خصوصی و عمومی، بنابراین تندرستی افراد حفظ می شود و تا زمانی که بخواهند بازنشسته شوند، می توانند کار کنند. پایداری در تولید رفاه، به وسیله تحکیم قوانین برای تامین کنندگان رفاه، بنابراین افراد همواره می توانند از خدمات با کیفیت بالا بهره مند شوند و البته پایداری محیط زیستی؛ رشد تنها زمانی می تواند پایدار باشد که ظرفیت سیاره مان را در نظر بگیرد.

و [در آخر باید تاکید کنم که] ایجاد فناوری های سبز و با راندمان انرژی بالاست که به خلق شغل می انجامد. اما مهمتر از همه ی این ها: وقتی که محیط زیست مان آسیب دیده باشد نه مشاغل و نه رفاه نمی توانند وجود داشته باشند.

اجازه بدهید صحبت هایم را چنین جمع بندی کنم: این درست که سوئد با چالش های مختلفی رو به رو است، اما دولت رفاه بخشی از مشکل نیست، بلکه جزیی از راه حل است.

ایده ساده حقوق اجتماعی، همبستگی و همکاری، ما را تبدیل به پیشگام رشد، شاخص های زندگی، رقابت پذیری و برابری در دنیا تبدیل ساخته است. زمانی که حقوق اجتماعی افزایش یابد، برابری، پایداری و ثروت را در پی خواهد داشت و به همین دلیل است که ایجاد دولت رفاه به خلق دنیایی آباد و عادلانه می انجامد.

متشکرم.

 

متن اصلی:

https://goo.gl/bVtXsk

 

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار + بیست =