درباره‌ی یادداشت «مکتب سیاست‌گذاری «چپ»کی» نوشته‌ی محمد فاضلی

محمد فاضلی به لحاظ آکادمیک جامعه‌شناس شایسته‌ی احترامی است. او در بسیاری از حوزه‌های نظری و روش‌شناختی کارهایی انجام داده است که به مراتب ارزشمندتر از آثار و «تولیدات» بسیاری از اساتید «تمام» و «در حال اتمام»ی هستند که بهترین دپارتمان‌های جامعه‌شناسی در ایران را به نام خویش سند زده‌اند و دهه‌ها است که ندانسته‌ها و «بافته»های خویش را به عناوینی چون «دانش بومی» به بهای گزاف به دولت و دانشجویان می‌فروشند.

به احترام همان تلاش‌های آکادمیک محمد فاضلی باید او را جدی گرفت و زمانی که تصمیم می‌گیرد دقیقاً در اوج این بحران اقتصادی و اجتماعی، دست به نوشتن متنی درباره‌ی عاقبت رویکردی که خود «چپ»کی (چپکی) می‌خواند ببرد، پاسخی بایسته تقدیم او کرد.

محمد فاضلی نوشتار خود را با تعریفی تقلیل‌گرایانه از سیاست‌های چپ آغاز می‌کند و آن‌ها را به «نگرانی» درباره‌ی ظلم به گروه‌های ضعیف جامعه محدود می‌کند. این نوشتار نمی‌تواند به این تقلیل‌گرایی بپردازد، اما موظف است یادآور شود که گرایش‌ و سیاست‌ چپ مجموعه‌ای متنوع و غنی از نظریه‌پردازی‌ها را در برمی‌گیرد که در مواضع گوناگون خویش ناقد جدی خوانش‌های لیبرالی و نولیبرالی از سپهرهای جامعه، سیاست و اقتصاد هستند. بر نسبت و حیثیت «نقادانه»‌ی این گرایش‌ها نیز باید تأکید گذارد، زیرا بسیاری از سیاست‌ها و گرایش‌های چپ نه‌تنها اقسامی از لیبرالیسم سیاسی و بعضاً اقتصادی را مفروض می‌گیرند، بلکه مدعی‌اند که خوانش‌های لیبرالی و نولیبرالی خود مهم‌ترین دشمنان تحقق آن «آزادی»هایی هستند که برج عاج خویش را بر دفاع از آن‌ها استوار می‌کنند.

محمد فاضلی پس از آن ورود تقلیل‌گرایانه و پرسش‌برانگیز، «ایده‌ی اصلی» خود را مطرح می‌کند؛ او در حضور تعداد زیادی از جریان‌های فکری و نظری که در دهه‌های اخیر به غایت کوشیده‌اند نقدهایی از مواضع «چپ» نثار اقتصاد سیاسی مستقر کنند و همواره با سد مستحکم ائتلاف تکنوکراسی و پاتریمونیالیسم برخورد کرده‌اند، از معنایی سخن می‌گوید که سیاست و سیاست‌گذاری «چپ» در ایران دارد. او سپس به سیاقی که هیچ شبیه به جستار و گفتار یک آکادمیسین نیست و بیشتر به مدخل‌پردازی وعاظ شباهت دارد، داستان خویش را با حکایتی آشنا می‌آغازد از آن فلک‌زده‌ای که هم پیاز را خورد و هم چوبش زدند و هم پول را پرداخت. داستان واعظانه‌ی فاضلی با یک شیرین‌کاری لغوی به فرجام خود می‌رسد؛ او اکنون می‌تواند از ترکیب چوب و پیاز به برچسب «چپکی» برسد و نتیجه‌‌گیری‌اش را عرضه کند؛

مصداق آن‌چه فاضلی سیاست‌گذاری چپکی می‌خواند نیز چیزی نیست جز همین سیاست‌های ارزی که اجرا شدند و ادعای آن‌ها جلوگیری از افزایش تورم و فشار بر طبقات ضعیف اقتصادی بوده است. جالب این‌که فاضلی خود در شرح آن سیاست‌ها به این نتیجه که رانتی عظیم نصیب «ثروت»مندان و «قدرت»مندان جامعه شده اشاره می‌کند. با این‌حال این اشاره برای او به بوی پیاز محدود می‌ماند و فراز دیگری از این تحلیل شایان تأمل از راه می‌رسد.

دز فراز بعدی تحلیل فاضلی عنصر «بازار» است که با «هوشمندی» خویش ضعف سیاست‌های «چپکی» را آشکار ساخته است. فاضلی در این‌جا همان استدلالاتی را هم‌خوان می‌کند که در سال‌های اخیر و بارها از سوی سیاست‌گذاران حامل خوانش لیبرال عرضه شده‌اند؛ دیگر در این هم‌خوانی و هم‌نوایی نشانی از یک رویکرد «جامعه‌شناسانه» در کار نیست؛ او از سابقه‌ی ناکام سیاست‌گذاری‌های «چپکی» سخن می‌گوید و به سیاست‌گذارانی که نتیجه‌ی نگرانی‌های خام خویش در باب طبقات و اقشار ضعیف جامعه را به چشم دیده‌اند، یادآور می‌شود که دیگر راهی جز گوش سپردن به راهکاری که «اکثریت» اقتصاددانان در سال‌های اخیر توصیه کرده‌اند، وجود ندارد. سیاست‌گذار مبتلا به سرگیجه‌ی ناشی از بوی آزاردهنده‌ی پیاز، باید قیمت و سازوکار «هوشمند» بازار را به رسمیت بشناسد و بی‌توجه به این واقعیت که حاکمیت عنصر بازار بر سپهرهای سیاسی و اجتماعی چه پیامدی برای شکاف فقیر و غنی در نقاط مختلف جهان داشته، اجازه دهد که حرف «عاقلانه»ی «اکثریت» اقتصاددانان که البته «مخالفانی هم دارد»، به مرحله‌ی اجرا درآید.

محمد فاضلی در مؤخره‌ی این آفریده‌ی خویش به پشت میز درس باز می‌گردد و یادآور می‌شود که استقرار سیاست‌گذاری «چپکی» محصول بی‌توجهی به مواردی چون «علم اقتصاد»، «فقدان شفافیت»، «طراحی نهادی نامناسب» و «عدم تناسب قدرت و مسئولیت» است. به زعم فاضلی راهکارها روشن و مشخص‌اند و وقت پایان دادن به حیات سیاست‌گذاری‌های «چپکی» است.

اکنون که محمد فاضلی با این صراحت وارد عرصه‌ی حمایت از «علم اقتصاد» و «عقل» برآمده از آن «علم» شده است، سزاوار آن هست که برای این پرسش‌ها نیز پاسخی تدارک ببیند و مخاطبانی را که شاهد آغوش باز او برای «اکثریت» اقتصاددانان هستند، از پاسخ‌های «جامعه‌شناسانه»ی خویش محروم نگاه ندارد؛

– آن «اکثریت»ی که فاضلی مدعی محق بودن آن‌ها در ارائه‌ی راهکار مبتنی بر بازار هوشمند است، چه کسانی هستند و چه رویکردی به مقولاتی چون «عدالت اجتماعی» دارند و آیا از قضا آن را «توهمی قبائلی» نمی‌خوانند؟

روند روزافزون «فقیرسازی» در ایران چیزی نیست که به طرح مجدد شواهد نظری و آماری نیازمند باشد. آیا آن اکثریت در تمام سال‌ها و دهه‌های اخیر مخلوع‌الید این اقتصاد سیاسی فقرافزا بوده‌اند و اکنون زمان آن فرا رسیده که شاهد عمل به رهنمودهای آنان باشیم و یا واقعیت آن است که آن «اکثریت» هیچ‌گاه از «شراکت» در همان «قدرت»ی که فاضلی تنها در فراز آخرین نوشتار خویش به آن می‌پردازد برکنار نبوده‌اند و کاری نیز جز «آراستن» این اقتصاد سیاسی فقرافزا به اقسامی  «نمایشی» از سیاست‌های عدالت‌محور انجام نداده‌اند؟

– از جمله مواردی که البته جایی در متن و بطن این داستان‌پردازی فاضلی ندارند و صرفاً در واژه‌های پایانی مطرح می‌شود، مقوله‌ی «طراحی نهادی» است. فاضلی موظف است مواضع نهادگرایان ایرانی در باب سیاست‌گذاری‌های در حال اجرا در سال‌های اخیر را بازبخواند و به مخاطبانی که از واژه‌سازی‌های او به وجد آمده‌اند بگوید که نسبت آن مواضع نهادگرایانه با آن‌چه او سیاست‌گذاری‌های چپکی خوانده، چیست. این اطوار واعظانه هیچ برازنده‌ی فاضلی نیست و او باید به خیل اندیشمندان و متفکرانی بیاندیشد که با این واژه‌سازی‌های آزاردهنده‌ی او به ناگه در دسته‌ی حاملان سیاست‌های چپکی قرار گرفته و «طرد» می‌شوند.

– داستان‌پردازی فاضلی حامل کژتابی دیگری نیز هست؛ در متن استدلال او سخنی از تناسب میان قدرت و مسئولیت و ماجرای «سیاست» در ایران نیست و او هیچ اشاره‌ای به این فروبستگی ظلمانی و «شفافیت‌ستیز» در عرصه‌ی سیاست نمی‌کند، اما البته فراموش هم نمی‌کند که در فرجام نوشتار خویش گریزی هم به این مقوله بزند و یادآور شود که این هم از جمله عوامل شرایط موجود است. آیا بازار «هوشمند» مورد حمایت آن «اکثریت» توانمند در «سرکوب اقلیت»، خود به قصه‌ی پرغصه‌ی «بزرگ‌سری» در سیاست ایران نیز پایان خواهد داد؟ آیا به مرور عنصر «بازار» فکری هم برای این موضوع خواهد کرد و یا آن‌که اساساً قرار است بازار هوشمند خود در خدمت شبکه‌های تودرتوی «حمایت و پیروی» در اقتصاد سیاسی ایران درآید و به مرور شاهد اشکالی دیگر از «هوشمندسازی» در روند توسعه‌ی شبکه‌های فساد و تبانی در ایران باشیم؟ نیک می‌دانیم که محمد فاضلی را یارای سخن‌گفتن از بسیاری از این مقولات نیست، اما حق خود می‌دانیم که از آکادمیسینی که به ناتوانی خویش از پرداختن به یک سوی ماجرا واقف است اما بر خود فرض می‌داند که سوی دیگر ماجرا را به ضرب پیاز و چوب بشکافد، آزرده باشیم و این طنازی‌های اقتصادمحورانه را با آن «سکوت» حکیمانه در یک منظر قرار دهیم.

– در باب آن بدیهی‌پنداری فرجامین فاضلی مبنی بر این‌که راهکارها مشخص هستند نیز به این یادآوری بسنده می‌کنیم که در سخنان حسن روحانی درباره‌ی سیاست‌های جدید ارزی نکته‌ای بود که از مخاطب «فاضل» انتظار می‌رود از آن چشم نپوشد. روحانی یادآور شد که سیاست‌های جدید قرار است موجب «تعادل» در بازار شوند تا قیمت واقعی ارز مبنا قرار بگیرد. روحانی سپس تأکید کرد که تحقق این هدف مستلزم افزایش «اعتماد» میان مردمی که پیوسته در حال تبدیل ریال خویش به دلار هستند و دولتمردان است. آیا این اشاره‌ی رییس‌جمهور مصداقی از تخطی از قواعد «هوشمند» بازار نیست؟ آیا در اقتصادپردازی‌های آن «اکثریت» جایی هم برای مفهوم «اعتماد» وجود دارد؟ آیا حسن روحانی در حال یادآوری این واقعیت نیست که همچنان و در آخرین گام، این سیاست و جامعه‌ هستند که دال اعظم سیاست‌گذاری‌های پیش رو خواهند بود؟

محمد فاضلی خطبه‌ی خویش را خوانده است. او از انبان تحلیل‌های جامعه‌شناسانه‌ی خویش هیچ برنگرفته و به جای آن عزم کرده که «اکثریت»ی از اقتصاددانان را که پس از سال‌ها سخنان آن‌ها درباره‌ی ضرورت توجه و اعتماد به «هوشمندی» بازار شنیده شده است، به این شکل «تقدیس» کند. با این‌همه خطبه‌های دیگری نیز باقی است و محمد فاضلی نیز به خوبی می‌داند که خطبه‌خوانی‌ها در ایران تا چه اندازه با نسیان آگاهانه همراه‌اند. او در خطبه‌های آتی خویش باید به روند «ارزان‌سازی» نیروی کار در ایران نیز بپردازد و بگوید که چه در انتظار خیل کارگرانی است که به مرور در حال رانده‌شدن به آستانه‌ی نیستی هستند؟! او به حکم جامعه‌شناس بودن خویش موظف است به جای هم‌خوان‌کردن خطبه‌های اقتصاددانان در اکثریت در این اقتصاد سرشار از تبانی و فساد، به سراغ نهادگرایان و حاملان دیسکورهای چپ اقتصادی برود و سخن آن‌ها را که این‌چنین طعمه‌ی این خطبه‌پردازی ناجوانمردانه شده‌اند، بشنود. به این استاد «خوب» دانشگاه شهید بهشتی باید یادآور شد که در زمانه‌ی عسرت این‌چنین «اقلیت» را «برچسب» زدن و «اردوگاهی‌کردن» هیچ قابل‌قبول نیست.

 

لینک یادداشت محمد فاضلی: https://t.me/fazeli_mohammad/1383

برچسب :

درباره نویسنده

35 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2018 آبسکورا. محفوظ است.