تحریریه

درنگ

رفورمیسم پیشرو: تداوم میان‌مایگی سیاسی

ما در این‌جا شاکله‌‌ی نقد جدی‌تری را عرضه می‌کنیم که به زودی در آبسکورا قرار خواهیم داد. این یادداشت کوتاه را هدیه‌ی ما قلمداد کنید به مناسبت «پس از دوم خرداد». یکم – ناگهان مقوله‌ای شکل گرفته است به نام «اصلاح‌طلبی پیشرو». آنان که با ادبیات پراگرسیویسم آشنا هستند، می‌دانند که این به معنای تحول در پرکتیس سیاسی بخشی از «جبهه»ی فراخ اصلاح‌طلبی نیست؛ بلکه مترادف با تلاش حاملان این پراگرسیویسم برای ایجاد تمایزهایی میان خود و جریانی است که در این روزها برچسب نولیبرالیسم و عدالت‌ستیزی را به خود پذیرفته است. پراگرسیوها آیا گمان خام می‌برند که با در پیش گرفتن چنین سیاستی از نقد و ارزیابی عملکردشان در حوزه‌ی اقتصاد سیاسی به دور خواهند ماند؟ دوم – پراگرسیوهای اصلاح‌طلب چنان با هیجان در حال تغییر موضع هستند که فراموش می‌کنند که حافظه‌ی عمومی به نقش به‌مراتب مهم‌تر جریان تکنوکرات در تولد کشکول «اصلاحات» شهادت می‌دهد. پراگرسیوها می‌توانند هر روز ده‌ها اظهار نظر جذاب درباره‌ی جدا کردن حساب کارگزاران از جریان اصلاحات داشته باشند، اما واقعیت این است که پرکتیس مصلحانه در این کشور با نام کارگزاران گره خورده است و عملکرد اصلاح‌طلبان در قبال جریان سنتریست و اعتدالی، تداعی‌گر همان منطقی است که کارگزاران دیکته کرده و می‌کنند.…
ترجمه‌کاوی

ترجمه‌کاوی «دین، قدرت، جامعه» وبر، برگردان احمد تدین

قصد ما از طرح گاه و بی‌گاه خطاهایی که در ترجمه‌ها می‌بینیم، چیزی جز این نیست که به خود و دیگران یادآور شویم که حوزه‌ی علوم انسانی و اجتماعی بیش از سایر حوزه‌ها از ضعف شدید در زمینه‌ی ترجمه آسیب می‌بیند. مسأله فقط این نیست که برخی ترجمه‌ها گنگ یا نارسا هستند. مسأله در بسیاری از مواقع این است که اساساً آن‌چه از متون این حوزه برمی‌آید، یکسره گمراه‌کننده و حتی در تعارض با آن معنایی است که با ترجمه‌ی درست از متن مستفاد می‌شود. همین ترجمه‌های ضعیف به اجتماع علمی ما می‌آیند و ارجاعات ما به آن‌ها مترادف با مشروعیت‌بخشی به مضامین و مفاهیم و برداشت‌هایی است که اساساً قابل‌ مناقشه هستند. ما این را نمی‌پسندیم و در حد بضاعت خود برای تغییر این روند می‌کوشیم.     Such a system offers the governed the possibility of appealing the decision of a lower office to its higher authority, in a definitely regulated manner. ❌ چنین نظامی به تابعین امکان می‌دهد در مورد تصمیم‌های اداره‌ی پایین‌تر، به شیوه‌ای کاملا قانونی از مرجع بالاتر پژوهش‌خواهی کنند. (ص ۲۲۶) ✅#برگردان_درست: چنین نظامی به اتباع حکومت امکان آن را می‌بخشد که به شیوه‌ای کاملاً نظام‌یافته، درباره‌ی تصمیمات یک منصب اداری رده‌پایین، از مقام…
چندرسانه‌ای

ویدئو: مقدمه‌ای بر رویکرد نظری لاکلائو و موف

  کارولین فن‌هاماستاد علوم سیاسی دانشگاه ردبود نایمخن۲۰۱۸
برگردان مطالب علمی

درباره‌ی تاریخِ مفاهیمِ راینهارت کوزِلِک

نویسنده: ن.آ. آندِرسِن • مترجم: نیما اکبری مقدم • برگرفته از کتاب «نظریه و واقعیت»؛ آرش حیدری و دیگران؛ انتشارات تیسا؛ چاپ اول؛ ۱۳۹۴ تاریخِ مفاهیمِ[۱] راینهارت کوزلک[۲]، شاید به آشکارترین وجهی نمایانگرِ چرخش زبانی[۳]در درونِ علوم تاریخی باشد. تاریخ مفاهیمِ کوزلک در اوخرِ دهه‌ی ۱۹۵۰ میلادی تکوین یافت و از آن دوره تبدیل به یکی از گسترده‌ترین پروژه‌های مطالعه‌ی مدرنیته شد. این پروژه به مطالعه‌ی سرچشمه‌ی بسیاری از مفاهیم، بالاخص مفاهیم سیاسی و اداری، در نسبت با تاثیراتِ تاریخِ اجتماعیِ آنها پرداخته است. نتیجه‌ی این مطالعات، انتشار دانشنامه‌ای هشت جلدی در باب تاریخ مفاهیم با عنوان مقابل بوده است: Geschichtliche Grundbegriffe, Historisches Lexikon zur political-sozialen Sprache in Deuschland(Brunner et al,1972) این دانشنامه در بردارنده‌ی مفاهیمی چون «سیاست»، «شهروند»، «عمومی»، «طبیعت»، «نفع»، «نمایندگی»، «دستگاه اجرایی حکومت» و «استبداد» است. یان ایفورسن[۴] (۱۹۹۷) تاریخ مفاهیم را به عنوانِ نوعی چرخشِ زبانی در درون رشته‌ی «تاریخ اجتماعی»[۵] معرفی کرده است. تاریخ مفاهیم و بسط و توسعه‌ی آن اگرچه بر محدودیت‌ها و معضلات رویکردِ سنتیِ تاریخ اجتماعی دلالت دارد، اما فاقد هرگونه داعیه‌ی بدیع بودن و رادیکال بودن در تقابل با رویکردهای سنتی تاریخ‌نگاری است. از این روی، تاریخ مفاهیم توانسته است بدون هرگونه نزاعِ ویرانگر با علوم تاریخیِ غیرنظری‌تر، به بسط و…
برگردان مطالب علمی

شیوه‌های تولید در ایران پیشاسرمایه‌داری: تأملاتی بر کتاب عباس ولی با عنوان «ایران پیش از سرمایه‌داری: تاریخ نظری»

جان فوران • برگردان: میثم اهرابیان صدر • {کتاب ایران پیش از سرمایه‌داری: تاریخ نظری، نوشته‌ی عباس ولی، متنی است که در فضای متون تاریخی و تئوریک ایران، بسیار کمتر از دیگر آثار این حوزه کاویده و بازخوانی شده است. این کتاب حاوی تحلیل‌هایی است که جالب و انگیزاننده‌اند و مواضع انتقادی آن نیز نکته‌سنجانه و بنیادی است. کتاب در ۱۹۹۳ (۱۳۷۲ش.) به انگلیسی چاپ شده و ترجمه‌ی فارسی آن را نشر مرکز در ۱۳۸۰ منتشر کرده است. عباس ولی برای ترجمه‌ی فارسی این اثر مقدمه‌ای به ابتدای کتاب افزوده[۱]، که محتوای آن وضوح بخشیدن به برخی ابهامات و تعاریف و فراهم کردن پاسخ به برخی نقدهاست. هرچند طیف وسیعی از پژوهشگران تاریخ ایران و نظریه‌پردازان دانشگاهی می‌توانند مخاطب ولی و نقدها و تحلیل‌های او باشند، اما چنانچه بخواهیم به طور خاص محتوای مقدمه‌ی فارسی کتاب را از نظر بگذرانیم، باید به گفت‌و‌گویی ارجاع دهیم که در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵ش.) بین جان فوران و عباس ولی درگرفته است. در یکی از شماره‌های مجله‌ی مطالعات انتقادی خاورمیانه، فوران کتاب ولی را به شکل انتقادی مرور کرده[۲] و ولی نیز در ادامه به نقدهای فوران پاسخ داده است[۳]. متنی که به عنوان مقدمه‌ی نویسنده در ترجمه‌ی فارسی کتاب آمده، جدا از برخی…
برگردان مطالب علمی

بحران سرمایه‌داری دموکراتیک

وولفگانگ استریک • برگردان: فاطمه صدیقی، سعید انوری‌نژاد • فروپاشی سیستم مالی آمریکا، که در سال ۲۰۰۸ رخ داد، اکنون به بحرانی اقتصادی و سیاسی در ابعاد جهانی تبدیل شده است. این اتفاق که جهان را تکان داده چگونه باید مفهوم‌سازی شود؟ جریان اصلی علم اقتصاد تمایل دارد جامعه را تابع کششی عمومی برای رسیدن به تعادل ببیند، در این حالت بحران‌ها و تغییرات چیزی نیستند مگر انحرافاتی گذرا از وضعیت پایدار سیستمی که به طور نرمال به خوبی یکپارچه و همبسته است. اما یک جامعه‌شناس چنین نظریه‌ای را نمی پذیرد. به جای آن که مصائب فعلی‌مان را اختلالی بی‌سابقه در شرایطی اساساً پایدار بدانیم، من برآنم که «رکود بزرگ» و در پی آن فروپاشی تقریبی شرایط مالی عمومی را تجلی تنشی بنیادین در پیکربندی اقتصادی-سیاسی جوامع سرمایه‌داری پیشرفته ببینم. تنشی که عدم توازن و ناپایداری را از استثنا به قاعده تبدیل می‌کند و می‌توان ظهور آن را در توالی تاریخی بحران‌های درونی نظم اجتماعی-اقتصادی هم مشاهده کرد. من به طور مشخص استدلال می‌کنم که بحران‌های فعلی تنها زمانی قابل درک هستند که آن‌ها را در سایه‌ی دگرگونی مداوم و ذاتا متناقض صورت‌بندی‌ای اجتماعی ببینیم. صورتبندی‌ای که آن را «سرمایه‌داری دموکراتیک» می‌خوانیم. سرمایه‌داری دموکراتیک تنها پس از جنگ دوم جهانی…
چندرسانه‌ای

مجموعه عکس «ترمینال»

عطا رشیدیانی یکم برای ترمینال واژه‌ی «پایانه» را در فارسی پیشنهاد کرده‌اند و عجب معادل تأمل‌برانگیزی است. خود واژه‌ی Terminal نیز اشتراک واژگانی تام و تمامی دارد با Termination و ویرانی؛ دوم پایانه‌ها پایان‌گاه‌های شهری‌اند؛ یا مسافرانی را به پایان راه‌شان می‌رسانند تا به خیل جمعیتی بپیوندند که این کلان‌شهر را به جایی بس پیچیده‌تر از ترکیب‌های فضایی و مکانی تبدیل کرده‌اند؛ و یا خسته‌گانی از این خیل را به درب خروج هدایت می‌کنند تا برای چند صباحی شهروند جهان دیگری باشند. این گاراژ‌های مدرن که می‌توان تاریخ‌شان را تا اوائل دهه‌ی ۱۳۵۰ نیز پی گرفت، از جمله مظاهر تحولی‌اند که در جایگاه تهران و شهرهای بزرگ نسبت به دیگر نقاط شهری و روستایی ایران پدیدار شد؛ سوم در «پایانه‌»ها نماهای متعددی از همان نسبت واژگانی با «ویرانی» هست و ما این نماها را واجد ارزش‌های انسان‌شناختی فراوانی یافته‌ایم؛ در این گردآورده‌ی رنگارنگ انسانی که در آن تنوعی بدیع از فرهنگ‌، جنسیت، قومیت، زبان و طبقه می‌توان یافت، جلوه‌هایی بدیع هست از «پایانه‌ای» شدن «هویت»، «خاطره» و «تاریخ» آنان که تن به چنین ویرانی و صیرورتی سپرده و می‌سپارند؛ چهارم «پایانه»ها؛ این «ویرانی‌گاه»های شهری به ما تجربه‌ای غنی از «ناپایداری» می‌بخشند؛ ما را به «گوشه» و «کنج»ی از شهر می‌برند…
ترجمه‌کاوی

کارگاه ترجمه ۲

For many, the death of socialism, both in reality and in the imagination, has spelled the final death of Marxism. Nonetheless, Marxism continues to offer the most comprehensive critique of capitalism as well as a compelling guide to feasible alternatives. Indeed, the longevity of capitalism guarantees the longevity of Marxism. But longevity also implies reconstruction. As capitalism rebuilds itself so must Marxism. It is after all a theoretical tradition that claims ideas change with the material world they seek to grasp and transform. Thus, every epoch fashions its own Marxism, elaborating that tradition to tackle the problems of the day. In this article I offer the outlines of a Sociological Marxism that emerges from the hitherto unexamined and unexpected convergence of the mid-twentieth-century writings of Karl Polanyi and Antonio Gramsci. That they both, independently, converged on the concept of “society” from very different Marxist traditions suggests they were grappling with something novel and important. Indeed, it is the thesis of Sociological Marxism that the dynamism of “society,” primarily located between state and economy, is a key to the durability and transcendence of advanced capitalism, just as its fragility proved to be the downfall of Soviet communism. I shall try to…
چندرسانه‌ای

فیلم «رزا لوکزامبورگ» به کارگردانی فون‌تروتا

پانزدهم ژانویه‌ی ۲۰۱۹ برابر بود با یکصدمین سالمرگ رزا لوکزامبورگ. لوکزامبورگ به شیوه‌ای که تا به امروز از تراژیک‌ترین صحنه‌های تاریخ اندیشه‌ی چپ است، در برلین به قتل رسید؛ برلینی که نکبت سلطنت را پشت سر نهاده بود، اما هیچ مهیای زمانه‌ی پساسلطنت نبود. سمت و سوی تحولات زمانه به ما می‌گوید که باید اهمیت زیادی برای اختلافات و تبادلات نظری میان لوکزامبورگ و لنین؛ لوکزامبورگ و برنشتاین؛ لوکزامبورگ و کائوتسکی؛ لوکزامبورگ و لیبکنشت، و البته لوکزامبورگ و مارکس، قائل شویم. لوکزامبورگ دگرگونی‌خواه بود اما این دگرگونی‌خواهی نسبتی با ائتلاف‌های اقتضایی و فرصت‌طلبانه با کانون‌های ارتجاعی نداشت. لوکزامبورگ سوسیال‌دموکراتی فعال بود اما هیچ رغبتی به رفورمیسم منفعلانه‌ و بی‌پرنسیب اگوست ببل نداشت و دهه‌ها پیش از آن‌که سوسیال‌ دموکراسی آلمانی این‌چنین طعمه‌ی نولیبرالیسم مرکل شود، خوانش ساده‌انگارانه‌ی کسانی چون برنشتاین از «تحول» را زمینه‌ساز چنین غایت پارادوکسیکالی دانسته بود. سال‌های زیادی از عمر لوکزامبورگ را می‌شد در تعبیر «تدارک تغییر» خلاصه کرد، اما این تغییرخواهی هیچ‌گاه تن به غلبه‌ی مدیوم «حزبی» بر تأمل‌ورزی جمعی و آگاهی عمومی نداد. لوکزامبورگ اشتیاقی به تحولات «شگرف اما کم‌دامنه» نداشت، ار هر «خروش»ی به وجد نمی‌آمد و هر «انبوه توده‌وار»ی را نویدبخش دگرگونی نمی‌دانست. فیلم «رزا لوکزامبورگ» به کارگردانی فون‌تروتا را برخی به این…
ترجمه‌کاوی

کارگاه ترجمه ۱

۱ Even in liberal capitalism the market did not assume the functions of social integration alone. The class relationship could assume the unpolitical form of the relation of wage labor to capital only when the general prerequisites for the continued existence of capitalist production were fulfilled by the state. Only state functions that supplement, but are not subject to, the market mechanism make possible unpolitical domination through private appropriation of socially produced surplus value. ❌ حتی در جوامع لیبرال نیز بازار وظایف یکپارچه‌سازی اجتماعی را به تنهایی عهده‌دار نشده است. روابط طبقاتی تنها زمانی شکل غیرسیاسی رابطه‌ی کار دستمزدی با سرمایه را پیدا می‌کند که دولت بتواند مقتضیات کلی را برای تداوم تولید سرمایه‌داری فراهم آورد. تنها دولت می‌تواند از عهده‌ی انجام این کارکرد تکمیل‌کننده‌ی سازوکار بازار برآید و تابع این سازوکارها نباشد. بدین‌ترتیب، دولت وسایل سلطه‌ی غیرسیاسی را از طریق تملک خصوصی ارزش اضافی تولید‌شده‌ی اجتماعی فراهم می‌آورد. برگردان #جهانگیر_معینی – از کتاب بحران مشروعیت – یورگن هابرماس – #نشر_گام‌نو – چاپ سوم (۱۳۹۴) – صفحه‌ی ۱۲۹ ✅ #برگردان_درست: حتی در سرمایه‌داری لیبرال نیز [عنصر] بازار به تنهایی کارکرد انسجام‌بخشی اجتماعی را پذیرا نشد. روابط طبقاتی تنها هنگامی توانستند صورت غیرسیاسی روابط میان کار مزدی و سرمایه را بیابند…
یادداشت

«لامسه»ی اتنوگرافیک – بخش دوم سخنرانی اصغر ایزدی‌جیران

تلخیص و ویرایشی از سخنرانی انجام‌شده در کارگاه روش تحقیق «کار میدانی اتنوگرافیک: تجاربی از بافت‌‌های رنج اجتماعی» در نشست «مسائل محلی در زمینه ملی: مسائل اجتماعی هرمزگان» – اتحادیه‌ی انجمن‌‌های علمی دانشجویی علوم اجتماعی ایران، بندرعباس، دانشگاه هرمزگان، ۳۰ آذر ۱۳۹۵٫ پیاده‌کنندگان متن: زهرا عبدی[۱] و فروغ صالح‌بابادی[۲] *** «تجربه‌‌»ی شخصی در کار اتنوگرافیک نفوذ تدریجی عامل «تجربه‌ی شخصی» را می‌بینید و درمی‌یابید که کار تفاوت روزافزونی با دیگر تجربه‌های روش‌شناختی و میدانی پیدا می‌کند. شخص‌‌بودگی پژوهشگر، ویژگی‌‌هایی که در جهان شخصی او هست، تأثیری مستقیم بر روایتی می‌گذارد که از واقعیاتی که خود لمس‌ کرده ارائه می‌دهد. از همین روی گفتم حقیقتش این است که چندان نمی‌توان دم از «آموزش» و «انتقال دانسته‌ها» در کار اتنوگرافیک زد. این را هم که در این‌جا چیزهایی برای گفتن دارم، بگذارید به حساب «به سخن درآمدن» حافظه‌ای آغشته به یک «لامسه»ی اتنوگرافیک؛ من دارم «تجربه»هایم را با شما به اشتراک می‌گذارم و هیچ قصد ندارم از این تسهیم تجربه، به شاکله و چارچوبی تکنیکال برسم که می‌شود آن را به دیگران توصیه کرد. باید آن یادآوری انسان‌شناسان تجربه‌محور را پاس داشت و پذیرای این واقعیت بود که همین «مواجهات» و همین «لامسه»های اتنوگرافیک است که در هر تجربه‌ی یکه‌ای از روبرو…
یادداشت

«مواجهات» اتنوگرافیک – بخش نخست سخنرانی اصغر ایزدی‌جیران

متن سخنرانی در کارگاه روش تحقیق «کار میدانی اتنوگرافیک: تجاربی از بافت‌‌های رنج اجتماعی» در نشست «مسائل محلی در زمینه ملی: مسائل اجتماعی هرمزگان» – اتحادیه‌ی انجمن‌‌های علمی دانشجویی علوم اجتماعی ایران، بندرعباس، دانشگاه هرمزگان، ۳۰ آذر ۱۳۹۵٫ پیاده‌کنندگان متن: زهرا عبدی[۱] و فروغ صالح‌بابادی[۲] *** کار میدانی اتنوگرافیک عنوانی که من برای این سخنرانی یا «کار‌‌گاه» انتخاب کردم «کار‌‌ میدانی اتنوگرافیک»[۳]  است. دشواری کلیدی این کارگاه به زعم من آن است که سخن گفتن از اتنوگرافی آسان و آموختن آن به دیگری، مانند بسیاری دیگر از روش‌های پژوهش، دشوار است. البته می‌دانیم که مفهوم «اتنوگرافی» به حیطه‌ی «روش‌ تحقیق» محدود نمی‌ماند، اما حتی اگر هم امکان محدود ساختن آن به این حیطه وجود داشت، باز هم این از دشواری آموختن آن به دیگران نمی‌کاست. وابستگی کار اتنوگرافیک به «تجربه» را باید مهم‌ترین علت این دشواری دانست. از همین منظر هم بود که تصمیم گرفتم در این کارگاه سخنانم را که از وادی نظر و انتزاع‌پردازی برکنار نیستند، با قطعاتی از کارهای میدانی‌ام درآمیزم و با ترکیب آن قطعات با برخی تصاویر و عکس‌های گرفته‌شده در جریان کارهای میدانی‌ام، بکوشم چیزهای معنادارتر و ملموس‌تری درباره‌ی کار میدانی اتنوگرافیک بگویم. من از دوره‌ی کارشناسی به موضوع حاشیه‌نشینی و حاشیه‌نشینان تبریز پرداخته‌ام…
درنگ

فقر فکری و اطوار لیبرالی

از زمان تولد آبسکورا تا به امروز بنای ما بر آن بوده که به جای آن که ضرورتاً در طیف «چپ» قرار بگیریم، نسبت به هر آن اندیشه و مرامی و از جمله خود جریان چپ، موضعی «انتقادی» بگیریم تا هر چه بیشتر بر ما روشن شود که چقدر «نمی‌دانیم» و چقدر دچار قضاوت‌های نامنقح‌ایم و چقدر می‌توانیم در کنار دیگران از گستره‌ی «بی‌دانشی» همگانی بکاهیم تا به مرور گام‌های مؤثرتری در راه تحقق آرمان‌هایی چون «عدالت» و «برابری» برداریم. از این‌پس نیز بنای ما جز این نخواهد بود اما حالا که در میانه‌ی اعتراضات کارگران شاهد آن هستیم که هم‌چنان برخی می‌توانند به جای اشاره به «نابرابری» و «فساد» و «تبعیض» و «ستم» و «استثمار» و «سرکوب» و «طرد» و «تباهی»، ژست کارآفرینانه‌ی خویش را نگاه دارند و از جایگاه لیبرال‌های تنازل‌ناپذیر به کارگران هفت‌تپه توصیه کنند که نباید اسیر دستور کار چپ شوند، لازم می‌دانیم مواردی را به اختصار برشماریم: نخست – در سنت فکری لیبرال نیز امکان‌های متعدد هست برای آن‌که شرافتمندانه در هستی کارگر هفت‌تپه و امثال او بنگرید و تصدیق کنید که تا چه حد «طیف عدالت» در ایران به قهقرا رفته است و تا چه درجه‌ی خجالت‌آوری برای دامنه‌ای وسیع از جمعیت در ایران…
چندرسانه‌ای

ویدئوی کوتاه: بخشی از لکچر هاروی ملاچ با عنوان جامعه‌شناسی کار

بخشی از لکچر هاروی ملاچ استاد دانشگاه نیویورک با عنوان «جامعه‌شناسی کار» که در آن به  تأثیر مفهوم ارسطویی «انسان آزاد» بر مقوله‌ی بیگانگی در کار مارکس می‌‌پردازد.   لینک دانلود: (زیرنویس فارسی) http://yekupload.ir/c75bf08920a1077d/Obscura.ir_Molotch_Introduction_to_Sociology_-_Work.mp4 حجم فایل: ۲۱ مگابایت
گفتگوی انتقادی

فعال‌سازی ظرفیت‌های رهایی‌بخش انسان‌شناسی

اجازه بدهید به صورت خاص به دو عنوانی بپردازیم که در کار شما سهم ویژه‌ای یافته‌اند؛ «انسان‌شناسی رنج» چیست و چرا طرح آن را در زمانه‌ی حاضر لازم یافته‌اید؟ طرح پروژه‌ی «انسان‌شناسی رنج» در فضای عمومی دانشگاهی برمی‌گردد به زمستان ۱۳۹۴، زمانی که انجمن علمی دانشجویی انسان‌شناسی دانشگاه تهران از من دعوت کرد تا درباره‌ی پروژه‌ی پژوهشی‌ام سخن بگویم. این جلسه متأسفانه به دلایلی برگزار نشد. با این‌حال چند هفته پیش از آن، در سخنرانی «سهم دانشجویان در آینده‌ی انسان‌شناسی»، که آن هم به دعوت انجمن علمی انسان‌شناسی بود، ابعادی از پروژه‌ی خود را شرح داده بودم. متن آن سخنرانی در نشریه‌ی دانشجویی انسان‌شناسی، «ندا»، منتشر شد. نهال نفیسی، با ارجاع به آن، در مقاله‌ی «از دانشگاه رایس تا دانشگاه تهران»، که اخیراً در مورد تجربه‌ی همکاری‌اش با دانشگاه تهران نوشته و با اقبال و توجه بسیاری هم مواجه شده، بی‌آن‌که نامی از من ببرد، با اشاره‌ای کلی به آن‌چه من در آن ایام مطرح کرده بودم، آن را مصداقی از انقلاب‌های کوچک در انسان‌شناسی ایران دانسته است: