تحریریه

برگردان مطالب علمی

بحران سرمایه‌داری دموکراتیک

وولفگانگ استریک • برگردان: فاطمه صدیقی، سعید انوری‌نژاد • فروپاشی سیستم مالی آمریکا، که در سال ۲۰۰۸ رخ داد، اکنون به بحرانی اقتصادی و سیاسی در ابعاد جهانی تبدیل شده است. این اتفاق که جهان را تکان داده چگونه باید مفهوم‌سازی شود؟ جریان اصلی علم اقتصاد تمایل دارد جامعه را تابع کششی عمومی برای رسیدن به تعادل ببیند، در این حالت بحران‌ها و تغییرات چیزی نیستند مگر انحرافاتی گذرا از وضعیت پایدار سیستمی که به طور نرمال به خوبی یکپارچه و همبسته است. اما یک جامعه‌شناس چنین نظریه‌ای را نمی پذیرد. به جای آن که مصائب فعلی‌مان را اختلالی بی‌سابقه در شرایطی اساساً پایدار بدانیم، من برآنم که «رکود بزرگ» و در پی آن فروپاشی تقریبی شرایط مالی عمومی را تجلی تنشی بنیادین در پیکربندی اقتصادی-سیاسی جوامع سرمایه‌داری پیشرفته ببینم. تنشی که عدم توازن و ناپایداری را از استثنا به قاعده تبدیل می‌کند و می‌توان ظهور آن را در توالی تاریخی بحران‌های درونی نظم اجتماعی-اقتصادی هم مشاهده کرد. من به طور مشخص استدلال می‌کنم که بحران‌های فعلی تنها زمانی قابل درک هستند که آن‌ها را در سایه‌ی دگرگونی مداوم و ذاتا متناقض صورت‌بندی‌ای اجتماعی ببینیم. صورتبندی‌ای که آن را «سرمایه‌داری دموکراتیک» می‌خوانیم. سرمایه‌داری دموکراتیک تنها پس از جنگ دوم جهانی…
چندرسانه‌ای

مجموعه عکس «ترمینال»

عطا رشیدیانی یکم برای ترمینال واژه‌ی «پایانه» را در فارسی پیشنهاد کرده‌اند و عجب معادل تأمل‌برانگیزی است. خود واژه‌ی Terminal نیز اشتراک واژگانی تام و تمامی دارد با Termination و ویرانی؛ دوم پایانه‌ها پایان‌گاه‌های شهری‌اند؛ یا مسافرانی را به پایان راه‌شان می‌رسانند تا به خیل جمعیتی بپیوندند که این کلان‌شهر را به جایی بس پیچیده‌تر از ترکیب‌های فضایی و مکانی تبدیل کرده‌اند؛ و یا خسته‌گانی از این خیل را به درب خروج هدایت می‌کنند تا برای چند صباحی شهروند جهان دیگری باشند. این گاراژ‌های مدرن که می‌توان تاریخ‌شان را تا اوائل دهه‌ی ۱۳۵۰ نیز پی گرفت، از جمله مظاهر تحولی‌اند که در جایگاه تهران و شهرهای بزرگ نسبت به دیگر نقاط شهری و روستایی ایران پدیدار شد؛ سوم در «پایانه‌»ها نماهای متعددی از همان نسبت واژگانی با «ویرانی» هست و ما این نماها را واجد ارزش‌های انسان‌شناختی فراوانی یافته‌ایم؛ در این گردآورده‌ی رنگارنگ انسانی که در آن تنوعی بدیع از فرهنگ‌، جنسیت، قومیت، زبان و طبقه می‌توان یافت، جلوه‌هایی بدیع هست از «پایانه‌ای» شدن «هویت»، «خاطره» و «تاریخ» آنان که تن به چنین ویرانی و صیرورتی سپرده و می‌سپارند؛ چهارم «پایانه»ها؛ این «ویرانی‌گاه»های شهری به ما تجربه‌ای غنی از «ناپایداری» می‌بخشند؛ ما را به «گوشه» و «کنج»ی از شهر می‌برند…
ترجمه‌کاوی

کارگاه ترجمه ۲

For many, the death of socialism, both in reality and in the imagination, has spelled the final death of Marxism. Nonetheless, Marxism continues to offer the most comprehensive critique of capitalism as well as a compelling guide to feasible alternatives. Indeed, the longevity of capitalism guarantees the longevity of Marxism. But longevity also implies reconstruction. As capitalism rebuilds itself so must Marxism. It is after all a theoretical tradition that claims ideas change with the material world they seek to grasp and transform. Thus, every epoch fashions its own Marxism, elaborating that tradition to tackle the problems of the day. In this article I offer the outlines of a Sociological Marxism that emerges from the hitherto unexamined and unexpected convergence of the mid-twentieth-century writings of Karl Polanyi and Antonio Gramsci. That they both, independently, converged on the concept of “society” from very different Marxist traditions suggests they were grappling with something novel and important. Indeed, it is the thesis of Sociological Marxism that the dynamism of “society,” primarily located between state and economy, is a key to the durability and transcendence of advanced capitalism, just as its fragility proved to be the downfall of Soviet communism. I shall try to…
چندرسانه‌ای

فیلم «رزا لوکزامبورگ» به کارگردانی فون‌تروتا

پانزدهم ژانویه‌ی ۲۰۱۹ برابر بود با یکصدمین سالمرگ رزا لوکزامبورگ. لوکزامبورگ به شیوه‌ای که تا به امروز از تراژیک‌ترین صحنه‌های تاریخ اندیشه‌ی چپ است، در برلین به قتل رسید؛ برلینی که نکبت سلطنت را پشت سر نهاده بود، اما هیچ مهیای زمانه‌ی پساسلطنت نبود. سمت و سوی تحولات زمانه به ما می‌گوید که باید اهمیت زیادی برای اختلافات و تبادلات نظری میان لوکزامبورگ و لنین؛ لوکزامبورگ و برنشتاین؛ لوکزامبورگ و کائوتسکی؛ لوکزامبورگ و لیبکنشت، و البته لوکزامبورگ و مارکس، قائل شویم. لوکزامبورگ دگرگونی‌خواه بود اما این دگرگونی‌خواهی نسبتی با ائتلاف‌های اقتضایی و فرصت‌طلبانه با کانون‌های ارتجاعی نداشت. لوکزامبورگ سوسیال‌دموکراتی فعال بود اما هیچ رغبتی به رفورمیسم منفعلانه‌ و بی‌پرنسیب اگوست ببل نداشت و دهه‌ها پیش از آن‌که سوسیال‌ دموکراسی آلمانی این‌چنین طعمه‌ی نولیبرالیسم مرکل شود، خوانش ساده‌انگارانه‌ی کسانی چون برنشتاین از «تحول» را زمینه‌ساز چنین غایت پارادوکسیکالی دانسته بود. سال‌های زیادی از عمر لوکزامبورگ را می‌شد در تعبیر «تدارک تغییر» خلاصه کرد، اما این تغییرخواهی هیچ‌گاه تن به غلبه‌ی مدیوم «حزبی» بر تأمل‌ورزی جمعی و آگاهی عمومی نداد. لوکزامبورگ اشتیاقی به تحولات «شگرف اما کم‌دامنه» نداشت، ار هر «خروش»ی به وجد نمی‌آمد و هر «انبوه توده‌وار»ی را نویدبخش دگرگونی نمی‌دانست. فیلم «رزا لوکزامبورگ» به کارگردانی فون‌تروتا را برخی به این…
ترجمه‌کاوی

کارگاه ترجمه ۱

۱ Even in liberal capitalism the market did not assume the functions of social integration alone. The class relationship could assume the unpolitical form of the relation of wage labor to capital only when the general prerequisites for the continued existence of capitalist production were fulfilled by the state. Only state functions that supplement, but are not subject to, the market mechanism make possible unpolitical domination through private appropriation of socially produced surplus value. ❌ حتی در جوامع لیبرال نیز بازار وظایف یکپارچه‌سازی اجتماعی را به تنهایی عهده‌دار نشده است. روابط طبقاتی تنها زمانی شکل غیرسیاسی رابطه‌ی کار دستمزدی با سرمایه را پیدا می‌کند که دولت بتواند مقتضیات کلی را برای تداوم تولید سرمایه‌داری فراهم آورد. تنها دولت می‌تواند از عهده‌ی انجام این کارکرد تکمیل‌کننده‌ی سازوکار بازار برآید و تابع این سازوکارها نباشد. بدین‌ترتیب، دولت وسایل سلطه‌ی غیرسیاسی را از طریق تملک خصوصی ارزش اضافی تولید‌شده‌ی اجتماعی فراهم می‌آورد. برگردان #جهانگیر_معینی – از کتاب بحران مشروعیت – یورگن هابرماس – #نشر_گام‌نو – چاپ سوم (۱۳۹۴) – صفحه‌ی ۱۲۹ ✅ #برگردان_درست: حتی در سرمایه‌داری لیبرال نیز [عنصر] بازار به تنهایی کارکرد انسجام‌بخشی اجتماعی را پذیرا نشد. روابط طبقاتی تنها هنگامی توانستند صورت غیرسیاسی روابط میان کار مزدی و سرمایه را بیابند…
یادداشت

«لامسه»ی اتنوگرافیک – بخش دوم سخنرانی اصغر ایزدی‌جیران

تلخیص و ویرایشی از سخنرانی انجام‌شده در کارگاه روش تحقیق «کار میدانی اتنوگرافیک: تجاربی از بافت‌‌های رنج اجتماعی» در نشست «مسائل محلی در زمینه ملی: مسائل اجتماعی هرمزگان» – اتحادیه‌ی انجمن‌‌های علمی دانشجویی علوم اجتماعی ایران، بندرعباس، دانشگاه هرمزگان، ۳۰ آذر ۱۳۹۵٫ پیاده‌کنندگان متن: زهرا عبدی[۱] و فروغ صالح‌بابادی[۲] *** «تجربه‌‌»ی شخصی در کار اتنوگرافیک نفوذ تدریجی عامل «تجربه‌ی شخصی» را می‌بینید و درمی‌یابید که کار تفاوت روزافزونی با دیگر تجربه‌های روش‌شناختی و میدانی پیدا می‌کند. شخص‌‌بودگی پژوهشگر، ویژگی‌‌هایی که در جهان شخصی او هست، تأثیری مستقیم بر روایتی می‌گذارد که از واقعیاتی که خود لمس‌ کرده ارائه می‌دهد. از همین روی گفتم حقیقتش این است که چندان نمی‌توان دم از «آموزش» و «انتقال دانسته‌ها» در کار اتنوگرافیک زد. این را هم که در این‌جا چیزهایی برای گفتن دارم، بگذارید به حساب «به سخن درآمدن» حافظه‌ای آغشته به یک «لامسه»ی اتنوگرافیک؛ من دارم «تجربه»هایم را با شما به اشتراک می‌گذارم و هیچ قصد ندارم از این تسهیم تجربه، به شاکله و چارچوبی تکنیکال برسم که می‌شود آن را به دیگران توصیه کرد. باید آن یادآوری انسان‌شناسان تجربه‌محور را پاس داشت و پذیرای این واقعیت بود که همین «مواجهات» و همین «لامسه»های اتنوگرافیک است که در هر تجربه‌ی یکه‌ای از روبرو…
یادداشت

«مواجهات» اتنوگرافیک – بخش نخست سخنرانی اصغر ایزدی‌جیران

متن سخنرانی در کارگاه روش تحقیق «کار میدانی اتنوگرافیک: تجاربی از بافت‌‌های رنج اجتماعی» در نشست «مسائل محلی در زمینه ملی: مسائل اجتماعی هرمزگان» – اتحادیه‌ی انجمن‌‌های علمی دانشجویی علوم اجتماعی ایران، بندرعباس، دانشگاه هرمزگان، ۳۰ آذر ۱۳۹۵٫ پیاده‌کنندگان متن: زهرا عبدی[۱] و فروغ صالح‌بابادی[۲] *** کار میدانی اتنوگرافیک عنوانی که من برای این سخنرانی یا «کار‌‌گاه» انتخاب کردم «کار‌‌ میدانی اتنوگرافیک»[۳]  است. دشواری کلیدی این کارگاه به زعم من آن است که سخن گفتن از اتنوگرافی آسان و آموختن آن به دیگری، مانند بسیاری دیگر از روش‌های پژوهش، دشوار است. البته می‌دانیم که مفهوم «اتنوگرافی» به حیطه‌ی «روش‌ تحقیق» محدود نمی‌ماند، اما حتی اگر هم امکان محدود ساختن آن به این حیطه وجود داشت، باز هم این از دشواری آموختن آن به دیگران نمی‌کاست. وابستگی کار اتنوگرافیک به «تجربه» را باید مهم‌ترین علت این دشواری دانست. از همین منظر هم بود که تصمیم گرفتم در این کارگاه سخنانم را که از وادی نظر و انتزاع‌پردازی برکنار نیستند، با قطعاتی از کارهای میدانی‌ام درآمیزم و با ترکیب آن قطعات با برخی تصاویر و عکس‌های گرفته‌شده در جریان کارهای میدانی‌ام، بکوشم چیزهای معنادارتر و ملموس‌تری درباره‌ی کار میدانی اتنوگرافیک بگویم. من از دوره‌ی کارشناسی به موضوع حاشیه‌نشینی و حاشیه‌نشینان تبریز پرداخته‌ام…
درنگ

فقر فکری و اطوار لیبرالی

از زمان تولد آبسکورا تا به امروز بنای ما بر آن بوده که به جای آن که ضرورتاً در طیف «چپ» قرار بگیریم، نسبت به هر آن اندیشه و مرامی و از جمله خود جریان چپ، موضعی «انتقادی» بگیریم تا هر چه بیشتر بر ما روشن شود که چقدر «نمی‌دانیم» و چقدر دچار قضاوت‌های نامنقح‌ایم و چقدر می‌توانیم در کنار دیگران از گستره‌ی «بی‌دانشی» همگانی بکاهیم تا به مرور گام‌های مؤثرتری در راه تحقق آرمان‌هایی چون «عدالت» و «برابری» برداریم. از این‌پس نیز بنای ما جز این نخواهد بود اما حالا که در میانه‌ی اعتراضات کارگران شاهد آن هستیم که هم‌چنان برخی می‌توانند به جای اشاره به «نابرابری» و «فساد» و «تبعیض» و «ستم» و «استثمار» و «سرکوب» و «طرد» و «تباهی»، ژست کارآفرینانه‌ی خویش را نگاه دارند و از جایگاه لیبرال‌های تنازل‌ناپذیر به کارگران هفت‌تپه توصیه کنند که نباید اسیر دستور کار چپ شوند، لازم می‌دانیم مواردی را به اختصار برشماریم: نخست – در سنت فکری لیبرال نیز امکان‌های متعدد هست برای آن‌که شرافتمندانه در هستی کارگر هفت‌تپه و امثال او بنگرید و تصدیق کنید که تا چه حد «طیف عدالت» در ایران به قهقرا رفته است و تا چه درجه‌ی خجالت‌آوری برای دامنه‌ای وسیع از جمعیت در ایران…
چندرسانه‌ای

ویدئوی کوتاه: بخشی از لکچر هاروی ملاچ با عنوان جامعه‌شناسی کار

بخشی از لکچر هاروی ملاچ استاد دانشگاه نیویورک با عنوان «جامعه‌شناسی کار» که در آن به  تأثیر مفهوم ارسطویی «انسان آزاد» بر مقوله‌ی بیگانگی در کار مارکس می‌‌پردازد.   لینک دانلود: (زیرنویس فارسی) http://yekupload.ir/c75bf08920a1077d/Obscura.ir_Molotch_Introduction_to_Sociology_-_Work.mp4 حجم فایل: ۲۱ مگابایت
گفتگوی انتقادی

فعال‌سازی ظرفیت‌های رهایی‌بخش انسان‌شناسی

اجازه بدهید به صورت خاص به دو عنوانی بپردازیم که در کار شما سهم ویژه‌ای یافته‌اند؛ «انسان‌شناسی رنج» چیست و چرا طرح آن را در زمانه‌ی حاضر لازم یافته‌اید؟ طرح پروژه‌ی «انسان‌شناسی رنج» در فضای عمومی دانشگاهی برمی‌گردد به زمستان ۱۳۹۴، زمانی که انجمن علمی دانشجویی انسان‌شناسی دانشگاه تهران از من دعوت کرد تا درباره‌ی پروژه‌ی پژوهشی‌ام سخن بگویم. این جلسه متأسفانه به دلایلی برگزار نشد. با این‌حال چند هفته پیش از آن، در سخنرانی «سهم دانشجویان در آینده‌ی انسان‌شناسی»، که آن هم به دعوت انجمن علمی انسان‌شناسی بود، ابعادی از پروژه‌ی خود را شرح داده بودم. متن آن سخنرانی در نشریه‌ی دانشجویی انسان‌شناسی، «ندا»، منتشر شد. نهال نفیسی، با ارجاع به آن، در مقاله‌ی «از دانشگاه رایس تا دانشگاه تهران»، که اخیراً در مورد تجربه‌ی همکاری‌اش با دانشگاه تهران نوشته و با اقبال و توجه بسیاری هم مواجه شده، بی‌آن‌که نامی از من ببرد، با اشاره‌ای کلی به آن‌چه من در آن ایام مطرح کرده بودم، آن را مصداقی از انقلاب‌های کوچک در انسان‌شناسی ایران دانسته است:
چندرسانه‌ای

مستند «نابرابری برای همگان»

مستند «نابرابری برای همگان» پیش از این با زیرنویس فارسی در سیمای جمهوری اسلامی به نمایش درآمده است. با این‌حال، به دلیل تعدد اشتباه‌های فاحش در برگردان محتوای این مستند از سوی سیمافکر، در این‌جا مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در این مستند را برمی‌شماریم و نیز لینک دانلود مستند با زیرنویس انگلیسی را در اختیار شما می‌گذاریم. «نابرابری برای همگان» عنوان مستندی است که در سال ۲۰۱۳ با محوریت و نقش‌آفرینی رابرت رایش وزیر کار دولت بیل کلینتون و استاد سابق دانشگاه هاروارد ساخته شده است. او که به لحاظ جسمانی فردی کوتاه‌قامت و در مقیاس آمریکایی بسیار کوتاه‌قد است، روایت خود از روند خشونت‌بار افزایش نابرابری در آمریکا را به حیات شخصی‌اش پیوند می‌زند و نسبت به این‌که به شکلی روزافزون کوتاه‌قامتان معیشتی در جامعه‌ی آمریکایی از هرگونه حمایتی محروم‌ می‌شوند و چاره‌ای جز تحمل آسیب‌های متعدد ناشی از گرفتاری خویش در فقر ندارند، ابراز انزجار می‌کند. بر خلاف روایتی که راست افراطی در سال‌های اخیر از باب رایش ارائه و حتی به او لقب کمونیست داده است، او همچنان بر این باور است که کاپیتالیسم را تا جایی که مبتنی بر «عدالت» باشد و به تباهی در دموکراسی و تبدیل مردم به ابژه‌های کانون‌های ثروت و قدرت منجر نشود،…
گفتگوی انتقادی

روایتی «انتقادی» و «زنده» از انسان‌شناسی

ایده‌ی مصاحبه با اصغر ایزدی جیران زمانی به ذهن ما خطور کرد که با مرور آثار او دریافتیم که تنها دلیل بازگشت او به تبریز نمی‌توانسته دلتنگی برای زادگاهش بوده باشد. در نوشته‌های جیران اصراری متمایز با دیگر متون انسان‌شناختی در ایران هست به «بیان» و «ترسیم» و «روایت» عینی آن‌چه بر «انسان»ها و «تجربه»های آن‌ها می‌رود؛ به همان معنایی که انسان‌شناسی مألوف نمی‌شناسد و «انسان»ها خوب می‌شناسند. مرور بیشتر آثار ایزدی جیران و بررسی روایت‌های پیرامون آن خوانشی از انسان‌شناسی که او هوادار آن است، به ما این اطمینان را بخشید که می‌توانیم از او دعوت کنیم که با آبسکورا در باب سویه‌های «انتقادی» کارها و افکارش سخن بگوید. قرار بود که این مصاحبه به شکل شفاهی انجام شود، اما ترجیح ایزدی‌جیران بر آن بود که پرسش‌ها را به صورت مکتوب دریافت کند تا بتواند با دقت و تأمل بیشتری پاسخ‌گوی آن‌ها باشد. همین‌گونه شد و اکنون نخستین‌ بخش مصاحبه پیش‌روی شماست. در نخستین هفته‌ی مهرماه ۱۳۹۷، دومین بخش از این مصاحبه نیز در دسترس مخاطبان آبسکورا خواهد بود.
چندرسانه‌ای

ویدئوی کوتاه: نگاه «زیگمونت باومن» به منشأ ترس‌های انسان امروزین

  لینک دانلود: (زیرنویس فارسی) https://yekupload.ir/78f45c5add05edb6/obscura_Zygmunt_Bauman__No_one_is_in_control.mp4 حجم فایل: ۳۴ مگابایت
درنگ

درباره‌ی یادداشت «مکتب سیاست‌گذاری «چپ»کی» نوشته‌ی محمد فاضلی

محمد فاضلی به لحاظ آکادمیک جامعه‌شناس شایسته‌ی احترامی است. او در بسیاری از حوزه‌های نظری و روش‌شناختی کارهایی انجام داده است که به مراتب ارزشمندتر از آثار و «تولیدات» بسیاری از اساتید «تمام» و «در حال اتمام»ی هستند که بهترین دپارتمان‌های جامعه‌شناسی در ایران را به نام خویش سند زده‌اند و دهه‌ها است که ندانسته‌ها و «بافته»های خویش را به عناوینی چون «دانش بومی» به بهای گزاف به دولت و دانشجویان می‌فروشند.
درنگ

«تاریخ‌سازی» و تداوم «کودکی»؛ در نقد رفتار پرسش‌برانگیز باشگاه اندیشه با دغدغه‌ی انتقادی یوسف اباذری

در روزهای گذشته کلیپ ویدئویی از باشگاه اندیشه در فضای مجازی انتشار یافته که حاوی سخنان یوسف‌ اباذری درباره‌ی چگونگی ترمیم وجهه‌ی سلسله‌ی پهلوی و تطبیق آن سخنان بر موضوعات گوناگون است. نکته‌ی شایان تأمل درباره‌ی این کلیپ، معادل قرار دادن سخنان اباذری در باب «تأمل تاریخی» با محصولاتی است که همگی آن‌ها را به نام محصولات فرهنگی «سفارشی» می‌شناسیم. به «طراحان» باشگاه اندیشه باید یادآور شد که طلیعه‌ی سخنان اباذری از قضا اشاره‌ای است به همین «تاریخ‌سازی»هایی که ظاهراً اهداف ایدئولوژیک مشخصی دارند و قرار است به مخاطبان عمومی آگاهی‌هایی ببخشند، اما در نهایت چنان تصویر مضحکی از تاریخ ارائه می‌کنند که نتیجه‌ی آن چیزی جز تبرئه‌ی تدریجی کنشگران و جریان‌هایی که می‌بایست مورد نقد جدی قرار بگیرند و پاسخ‌گوی «کردار» خویش باشند، نیست.