درنگ

رفورمیسم پیشرو: تداوم میان‌مایگی سیاسی

ما در این‌جا شاکله‌‌ی نقد جدی‌تری را عرضه می‌کنیم که به زودی در آبسکورا قرار خواهیم داد. این یادداشت کوتاه را هدیه‌ی ما قلمداد کنید به مناسبت «پس از دوم خرداد». یکم – ناگهان مقوله‌ای شکل گرفته است به نام «اصلاح‌طلبی پیشرو». آنان که با ادبیات پراگرسیویسم آشنا هستند، می‌دانند که این به معنای تحول در پرکتیس سیاسی بخشی از «جبهه»ی فراخ اصلاح‌طلبی نیست؛ بلکه مترادف با تلاش حاملان این پراگرسیویسم برای ایجاد تمایزهایی میان خود و جریانی است که در این روزها برچسب نولیبرالیسم و عدالت‌ستیزی را به خود پذیرفته است. پراگرسیوها آیا گمان خام می‌برند که با در پیش گرفتن چنین سیاستی از نقد و ارزیابی عملکردشان در حوزه‌ی اقتصاد سیاسی به دور خواهند ماند؟ دوم – پراگرسیوهای اصلاح‌طلب چنان با هیجان در حال تغییر موضع هستند که فراموش می‌کنند که حافظه‌ی عمومی به نقش به‌مراتب مهم‌تر جریان تکنوکرات در تولد کشکول «اصلاحات» شهادت می‌دهد. پراگرسیوها می‌توانند هر روز ده‌ها اظهار نظر جذاب درباره‌ی جدا کردن حساب کارگزاران از جریان اصلاحات داشته باشند، اما واقعیت این است که پرکتیس مصلحانه در این کشور با نام کارگزاران گره خورده است و عملکرد اصلاح‌طلبان در قبال جریان سنتریست و اعتدالی، تداعی‌گر همان منطقی است که کارگزاران دیکته…

بیشتر بخوانید »

فقر فکری و اطوار لیبرالی

از زمان تولد آبسکورا تا به امروز بنای ما بر آن بوده که به جای آن که ضرورتاً در طیف «چپ» قرار بگیریم، نسبت به هر آن اندیشه و مرامی و از جمله خود جریان چپ، موضعی «انتقادی» بگیریم تا هر چه بیشتر بر ما روشن شود که چقدر «نمی‌دانیم» و چقدر دچار قضاوت‌های نامنقح‌ایم و چقدر می‌توانیم در کنار دیگران از گستره‌ی «بی‌دانشی» همگانی بکاهیم تا به مرور گام‌های مؤثرتری در راه تحقق آرمان‌هایی چون «عدالت» و «برابری» برداریم. از این‌پس نیز بنای ما جز این نخواهد بود اما حالا که در میانه‌ی اعتراضات کارگران شاهد آن هستیم که هم‌چنان برخی می‌توانند به جای اشاره به «نابرابری» و «فساد» و «تبعیض» و «ستم» و «استثمار» و «سرکوب» و «طرد» و «تباهی»، ژست کارآفرینانه‌ی خویش را نگاه دارند و از جایگاه لیبرال‌های تنازل‌ناپذیر به کارگران هفت‌تپه توصیه کنند که نباید اسیر دستور کار چپ شوند، لازم می‌دانیم مواردی را به اختصار برشماریم: نخست – در سنت فکری لیبرال نیز امکان‌های متعدد هست برای آن‌که شرافتمندانه در هستی کارگر هفت‌تپه و امثال او بنگرید و تصدیق کنید که تا چه حد «طیف عدالت» در ایران به قهقرا رفته است و تا چه درجه‌ی خجالت‌آوری برای دامنه‌ای وسیع از…

بیشتر بخوانید »

درباره‌ی یادداشت «مکتب سیاست‌گذاری «چپ»کی» نوشته‌ی محمد فاضلی

محمد فاضلی به لحاظ آکادمیک جامعه‌شناس شایسته‌ی احترامی است. او در بسیاری از حوزه‌های نظری و روش‌شناختی کارهایی انجام داده است که به مراتب ارزشمندتر از آثار و «تولیدات» بسیاری از اساتید «تمام» و «در حال اتمام»ی هستند که بهترین دپارتمان‌های جامعه‌شناسی در ایران را به نام خویش سند زده‌اند و دهه‌ها است که ندانسته‌ها و «بافته»های خویش را به عناوینی چون «دانش بومی» به بهای گزاف به دولت و دانشجویان می‌فروشند.

بیشتر بخوانید »

«تاریخ‌سازی» و تداوم «کودکی»؛ در نقد رفتار پرسش‌برانگیز باشگاه اندیشه با دغدغه‌ی انتقادی یوسف اباذری

در روزهای گذشته کلیپ ویدئویی از باشگاه اندیشه در فضای مجازی انتشار یافته که حاوی سخنان یوسف‌ اباذری درباره‌ی چگونگی ترمیم وجهه‌ی سلسله‌ی پهلوی و تطبیق آن سخنان بر موضوعات گوناگون است. نکته‌ی شایان تأمل درباره‌ی این کلیپ، معادل قرار دادن سخنان اباذری در باب «تأمل تاریخی» با محصولاتی است که همگی آن‌ها را به نام محصولات فرهنگی «سفارشی» می‌شناسیم. به «طراحان» باشگاه اندیشه باید یادآور شد که طلیعه‌ی سخنان اباذری از قضا اشاره‌ای است به همین «تاریخ‌سازی»هایی که ظاهراً اهداف ایدئولوژیک مشخصی دارند و قرار است به مخاطبان عمومی آگاهی‌هایی ببخشند، اما در نهایت چنان تصویر مضحکی از تاریخ ارائه می‌کنند که نتیجه‌ی آن چیزی جز تبرئه‌ی تدریجی کنشگران و جریان‌هایی که می‌بایست مورد نقد جدی قرار بگیرند و پاسخ‌گوی «کردار» خویش باشند، نیست.

بیشتر بخوانید »