برگردان فارسی

شیوه‌های تولید در ایران پیشاسرمایه‌داری: تأملاتی بر کتاب عباس ولی با عنوان «ایران پیش از سرمایه‌داری: تاریخ نظری»

جان فوران • برگردان: میثم اهرابیان صدر • {کتاب ایران پیش از سرمایه‌داری: تاریخ نظری، نوشته‌ی عباس ولی، متنی است که در فضای متون تاریخی و تئوریک ایران، بسیار کمتر از دیگر آثار این حوزه کاویده و بازخوانی شده است. این کتاب حاوی تحلیل‌هایی است که جالب و انگیزاننده‌اند و مواضع انتقادی آن نیز نکته‌سنجانه و بنیادی است. کتاب در ۱۹۹۳ (۱۳۷۲ش.) به انگلیسی چاپ شده و ترجمه‌ی فارسی آن را نشر مرکز در ۱۳۸۰ منتشر کرده است. عباس ولی برای ترجمه‌ی فارسی این اثر مقدمه‌ای به ابتدای کتاب افزوده[۱]، که محتوای آن وضوح بخشیدن به برخی ابهامات و تعاریف و فراهم کردن پاسخ به برخی نقدهاست. هرچند طیف وسیعی از پژوهشگران تاریخ ایران و نظریه‌پردازان دانشگاهی می‌توانند مخاطب ولی و نقدها و تحلیل‌های او باشند، اما چنانچه بخواهیم به طور خاص محتوای مقدمه‌ی فارسی کتاب را از نظر بگذرانیم، باید به گفت‌و‌گویی ارجاع دهیم که در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵ش.) بین جان فوران و عباس ولی درگرفته است. در یکی از شماره‌های مجله‌ی مطالعات انتقادی خاورمیانه، فوران کتاب ولی را به شکل انتقادی مرور کرده[۲] و ولی نیز در ادامه به نقدهای فوران پاسخ داده است[۳]. متنی که به عنوان مقدمه‌ی نویسنده در ترجمه‌ی فارسی کتاب آمده،…

بیشتر بخوانید »

ننسی فریزر: بایسته‌های رهایی‌بخشی رادیکال

ریچارد برنشتاین • برگردان: حمید قیصری • این مطلب حاصل برگردان فرازهایی است از بخشی با عنوان «از فمینیسم سوسیالیستی تا نقد سرمایه‌داری جهانی» که برنشتاین تألیف آن را در کتاب «فمینیسم، سرمایه‌داری و نقد: مقالاتی در بزرگداشت ننسی فریزر» (۲۰۱۷)[۱]بر عهده داشته است. ارزش اصلی این فرازها شاید در آن است که تصویری منسجم و گیرا از روند تطور ایده‌ و آرمان «برابری» و عطف توجه به «امر سیاسی» را در اندیشه‌ی فریزر ارائه می‌دهند. بسیاری از خوانش‌گران فریزر نقطه‌ی عزیمت فکری او را برجسته می‌کنند، در حالی‌که این واقعیت را – به عمد یا به سهو – نادیده می‌انگارند که فریزر طی سال‌ها و دهه‌های اخیر تحولات شگرفی را در دستگاه فکری خود تجربه کرده و در روندی بی‌وقفه، تمایزهای خویش از رویکردهای «اجماع‌محور» را برجسته ساخته است. توجه به این تحول فکری فریزر برای کسانی که می‌خواهند راهی، روزنی و بدیلی میان رادیکالیسم طبقه‌محور و سوسیال‌دموکراسی اجماع‌محور بیابند، ضروری و الهام‌بخش است. حوزه‌ی عمومی و دغدغه‌های فمینیستی فمینیسم هیچ‌گاه برای فریزر جایگاه موضوعی محدود و منتزع [از سایر حوزه‌ها] را نیافته است. دغدغه‌ی او درخصوص فمینیسم به تمام پروژه‌ی انتقادی‌اش اشاعه یافته و درک او از «نقد رادیکال»[۲] بر شیوه‌ی موضع‌گیری‌اش نسبت به مسائل…

بیشتر بخوانید »

بحران سرمایه‌داری دموکراتیک

وولفگانگ استریک • برگردان: فاطمه صدیقی، سعید انوری‌نژاد • فروپاشی سیستم مالی آمریکا، که در سال ۲۰۰۸ رخ داد، اکنون به بحرانی اقتصادی و سیاسی در ابعاد جهانی تبدیل شده است. این اتفاق که جهان را تکان داده چگونه باید مفهوم‌سازی شود؟ جریان اصلی علم اقتصاد تمایل دارد جامعه را تابع کششی عمومی برای رسیدن به تعادل ببیند، در این حالت بحران‌ها و تغییرات چیزی نیستند مگر انحرافاتی گذرا از وضعیت پایدار سیستمی که به طور نرمال به خوبی یکپارچه و همبسته است. اما یک جامعه‌شناس چنین نظریه‌ای را نمی پذیرد. به جای آن که مصائب فعلی‌مان را اختلالی بی‌سابقه در شرایطی اساساً پایدار بدانیم، من برآنم که «رکود بزرگ» و در پی آن فروپاشی تقریبی شرایط مالی عمومی را تجلی تنشی بنیادین در پیکربندی اقتصادی-سیاسی جوامع سرمایه‌داری پیشرفته ببینم. تنشی که عدم توازن و ناپایداری را از استثنا به قاعده تبدیل می‌کند و می‌توان ظهور آن را در توالی تاریخی بحران‌های درونی نظم اجتماعی-اقتصادی هم مشاهده کرد. من به طور مشخص استدلال می‌کنم که بحران‌های فعلی تنها زمانی قابل درک هستند که آن‌ها را در سایه‌ی دگرگونی مداوم و ذاتا متناقض صورت‌بندی‌ای اجتماعی ببینیم. صورتبندی‌ای که آن را «سرمایه‌داری دموکراتیک» می‌خوانیم. سرمایه‌داری دموکراتیک تنها پس از…

بیشتر بخوانید »

مراقبت و تنبیه: چهل سال بعد

فریدر وگلمان[۱]، یورگ برناردی[۲] • برگردان: کسرا نوراللهی • مقاله‌ای که در پی خواهد آمد، دو گرایش را در میان فوکوپژوهان به لحاظ تلقی‌شان نسبت به اثر «مراقبت و تنبیه» شناسایی می‌کند: در حالی که این کتاب در ابتدا مشتاقانه مورد استقبال قرار گرفت و مفاهیم محوری آن –و در صدر آن‌ها مفاهیم «انضباط» و «سراسربینی»- به‌تقریب [همه‌جا گیر شده و] مکرراً مورد استفاده قرار می‌گرفتند، اغلب این‌گونه تصور می‌شد که همین مفاهیم محوری طی فرایند بالندگی فکری خود فوکو از درسگفتارهای «حکومت‌مندی»[۳] به بعد کنار نهاده [و با مفاهیم دیگری جایگزین] شدند. با این‌حال مقالات این شماره‌ی ویژه [از مجله‌ی «فوکوپژوهی»] نشان می‌دهند که اگر مراقبت و تنبیه با دقت و به‌دور از اشتیاقی عاری از وجوه انتقادی[۴] و نیز با پرهیز از میل به رد [و پس‌زنی] تندروانه، خوانده شود، هم‌چنان حامل الهامات فراوانی برای تحلیل فرهنگی و نظریه‌ی انتقادی امروزین است. در ژوئن سال ۱۹۷۵، چهار ماه پس از انتشار مراقبت و تنبیه، فوکو انتظارات خود از کتابش را با این ایماژ جالب ابراز می‌کند: «من به کتاب‌هایم به چشم مین‌ها و بسته‌های انفجاری نگاه می‌کنم… امیدوارم که همین‌طور هم باشند!». فوکو با معرفی خود به عنوان یک «انفجارچی»[۵] یا مأمور حمل اقلام انفجاری…

بیشتر بخوانید »

دستمزد عادلانه چیست؟

سرمایه‌داران، جان رومر و انقلاب فرهنگی برانکو میلانوویچ[۱] • برگردان: مهتاب خانی • در هنگام طراحی نظام‌های پاداش و جبران، ما به‌وضوح همواره تحت هدایت پاره‌ای اصول معطوف به عدالت یا اخلاق هستیم. [متن حاضر حاصل] تأملی مختصر در باب شایسته‌سالاری، اصول [مورد نظر] جان رومر[۲]، و الگوی کلی جبران به کار رفته در چین در سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی [است]. در سال‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ و [خاصه] در کتابی منتشره در سال ۱۹۹۹ با عنوان «برابری فرصت‌ها»، جان رومر زمینه‌ را برای ظهور عرصه‌ای فراهم کرد که تبدیل به حوزه‌ی بالنده‌ی مطالعات نابرابری [یا «نابرابری‌کاوی»] شده است؛ [که همانا مطالعه‌ی] «نابرابری فرصت‌ها»ست. بینش کلیدی رومر عبارت بود از تقسیم فاکتورهای مؤثر بر درآمد فرد به سه دسته: موقعیت‌ها یا فاکتورهایی که نسبت به فرد «برون‌زاد» [و «خارجی»]اند و فرد نسبت به آن‌ها کنترلی ندارد (جنسیت، نژاد، درآمد والدین، تحصیلات و مواردی از این دست)، [دوم؛] آن فاکتورهایی که محصول تلاش فرد هستند؛ و در نهایت آن فاکتورهایی که نتیجه‌ی آن چیزی هستند که رومر «بخت‌آوری تصادفی»[۳] می‌خواند ([نظیر این موقعیت که:] «شغل خوبی نصیبم شده چون از قضا در همان زمانی که شغل را آگهی کرده بودند [شغل دیگری نداشتم و] در دسترس بودم»). رویکرد رومر او…

بیشتر بخوانید »

وارسی نظریه‌پردازی هاروی در باب نولیبرالیسم

الیزابت هامفریس • برگردان: شقایق یوسفی مقدم • دیوید هاروی مهم‌ترین نظریه‌پرداز مارکسیست در عصر نولیبرال است و چارچوب مفهومی‌ او در این زمینه، عمدتاً در دو اثر امپریالیسم جدید (۲۰۰۳) و تاریخچه‌ی مختصر نولیبرالیسم (۲۰۰۵) پرورش یافته است. کار هاروی تحلیلی ماتریالیستی از نولیبرالیسم است که آن را در زمینه‌ی تغییرات روابط اجتماعی سرمایه‌دارانه و بحران انباشت دهه‌ی ۱۹۷۰ جای می‌دهد و مشخصه‌ی اصلی آثار او کاربرد مقولات مارکسیستی‌ است. او به ماهیت طبقاتی پروژه‌ی نولیبرال توجه دارد و ادعاهای یوتوپیایی را که لیبرال‌ها و بسیاری از سوسیال دموکرات‌ها در دفاع از آن طرح می‌کنند، نمی‌پذیرد. علاوه بر این، هاروی به تنوع‌پذیری فضایی نولیبرالیسم[۱] توجه دارد و اشکال گوناگون آن را مورد تأکید قرار می‌دهد[۲]. اخیراً درباره‌ی تحلیل کنل و دادوس[۳] از روایت‌های مسلط نولیبرالیسم و ارتباط آن‌ روایت‌های مسلط با جهان جنوب[۴] نوشته‌ام. دغدغه‌های من درباره‌ی روایتی مسلط تا حدی متفاوت است؛ اما معتقدم که تفسیر غالب درباره‌ی ریشه‌ها و  اشکالی که نولیبرالیسم در جهان شمال به خود گرفته، با خلق یک سنخ «آرمانی»[۵] از تغییرات اقتصادی- سیاسی که مبتنی بر تجربیات بریتانیا و ایالات متحد است، درک ما را محدود کرده است. روایت غالبی که شناسایی کرده‌ام و در کارهای نائومی کلاین و دیگران…

بیشتر بخوانید »

به‌راه انداختن جنگ بر روی کره‌ی زمین

مهندسی اقلیم[۱] و ویرانی خلاقانه‌ی زمین به‌دستِ سرمایه داری جان بلامی فاستر (اول سپتامبر ۲۰۱۸) • برگردان: حامد سلمانی • جان بلامی فاستر ویراستار مانتلی ریویو (Monthly Review) و استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ارگان (Oregon) است. این مقاله نسخه‌ی اندکی‌اصلاح‌شده‌ی مطلبی است که در ۲۴ ژوئیه‌ی ۲۰۱۸ در سایت علم برای مردم (Science for the People) در مانتلی ریویویِ آنلاین منتشر شد. این مقاله در شماره‌ی ویژه‌ی مهندسی زمینِ مجله‌ی علم برای مردم در تابستان ۲۰۱۸ و  به‌عنوان اعلانی برای راه‌اندازی مجددِ مجله، نوشته شد. شرایط روز به روز شکل جنون‌آمیزتری به خود می‌گیرد. با نرخ فعلی انتشار گازها در سطح جهانی، کمتر از دو دهه‌ی دیگر میزان انتشار کربن از مرز پیش‌بینی‌ شده عبور کرده  و مقدار آن در مجموع به حد تریلیون تن (متریک) می‌رسد. این پدیده دوره‌ای از تغییرات اقلیمی خطرناکی را آغاز خواهد کرد که عملاً برگشت‌ناپذیر است و می‌تواند برای قرن‌ها، اگر نگوییم برای هزاره‌های متمادی، بر اقلیم تأثیر بگذارد. حتی اگر بنا باشد تمامِ اقتصاد جهانی در لحظه‌ی کنونی، انتشار دی‌اکسیدکربن را متوقف کند، عملاً کربن اضافه‌ای که پیش از این در اتمسفر انباشت شده، ناگزیر کاری می‌کند که تغییرات اقلیمی تا جایی ادامه یابد که  نتایج مخرب آن بر گونه‌ی انسان…

بیشتر بخوانید »

استفاده‌ها و سوء‌استفاده‌ها از «نولیبرالیسم»

دنیل راجرز[۱] • برگردان: نوح منوری • نولیبرالیسم همه‌چیز‌خوار زبان‌شناختی[۲] زمانه‌ی ماست؛ نو-واژه‌ای که تمام واژگانی پیرامونی خود را تهدید به بلعیدن می‌کند. بیست سال پیش اصطلاح «نولیبرالیسم» به‌ندرت جایی در مباحثات انگلیسی‌زبان داشت. [اما] در حال حاضر [واژه‌ای] تقریباً گریز‌ناپذیر است که در مورد همه چیز از معماری، فیلم، و فمینیسم گرفته تا سیاست‌های دانلد ترامپ و هیلاری کلینتون به کار می‌رود. جستجوی کاربردهای «نولیبرالیسم» در پایگاه داده ProQuest ‌در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۹ شما را به کمتر از ۲۰۰۰ عنوان می‌رساند. [در حالی که] از بحران اقتصادی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ تا کنون این رقم از۳۳۰۰۰ عنوان فراتر رفته است. اصطلاح «نولیبرالیسم» در جناح چپ برای چنین مواردی به کار می‌رود: تشریح احیای ایده‌های لسه‌فر در آن‌چه هنوز در اکثر حوزه‌ها، اندیشه‌ی اقتصادی «محافظه‌کارانه» نامیده می‌شود؛ به‌راه‌انداختن کارزار علیه برنامه‌هایی چون مالیات‌ستیزی، دولت‌ستیزی، و ستیز با اتحادیه‌های کارگری که از طرح‌ها و برنامه‌های تاچر و ریگان تا خیزش تی‌پارتی[۳] و انجمن درون‌حزبی آزادی[۴] را در برمی‌گیرد؛ توصیف ویژگی‌های بازار جهانی اقتصاد که احکام و الزامات آن هم‌اکنون بر جهان سیطره دارد؛ به باد انتقاد گرفتن سیاست‌های حزب دموکرات مرکزگرای بیل و هیلاری کلینتون؛ و نام نهادن و اشاره به آن فرهنگ و ادراکاتی که اذهان و اعمال…

بیشتر بخوانید »

جنبش‌های رهایی‌بخش باید از بعدی پوپولیستی برخوردار باشند

به سوی ۹۹ درصدی شدن تمام جنبش‌های اجتماعی[۱] مصاحبه‌ی تاتیانا لیاگونو[۲] با ننسی فریزر[۳] برگردان: حمید قیصری ننسی فریزر نظریه‌پرداز آمریکایی در این مصاحبه به مقایسه‌ی بحران‌های سیاسی در اروپا و آمریکا پرداخته و همگان را به تشکیل جبهه‌ی دموکراتیک جدیدی در جریان چپ فرا می‌خواند که هدف از آن غلبه بر ترامپ‌ها و لوپن‌های جهان [امروز] است. دیباچه در پی تظاهرات جنبش فمینیستی علیه دانلد ترامپ، ننسی فریزر، استاد کنونی فلسفه و سیاست در نیواسکول در نیویورک، در کنار بسیاری دیگر از فعالان فمینیست مانند آنجلا دیویس[۴] و رسمیه یوسف عوده[۵]، فراخوانی همگانی را به [تشکیل جبهه‌ی] فمینیسم «۹۹ درصدی» امضا کرد؛ فمینیسمی که ویژگی آن سرمایه‌داری‌ستیزی و فراملیتی[۶] بودن است. کار فریزر تلاشی است برای ساختن یک «فمینیسم اکثریت» شمول‌گرا[۷] که [شائبه‌ی] اتخاذ [هرگونه] موضع نولیبرالی را پس می‌زند. فریزر به اتکای چند دهه فعالیت دانشگاهی که طی آن موضوعاتی چون عدالت، سرمایه‌داری و فمینیسم را مورد مطالعه قرار داده است، امروز از شناخته‌شده‌ترین متفکران در سنت تفکر انتقادی است. او از مدافعان راهبرد سیاسی برنی سندرز، از منتقدان کلینتون و از مخالفان [سرسخت و] پرحرارت ترامپ است. فریزر در این مصاحبه موقعیت سیاسی کنونی را با جزئیات بیشتری مورد تحلیل و کاوش قرار می‌دهد…

بیشتر بخوانید »

به فوریت نیازمند پروراندن یک پوپولیسم دست‌چپی هستیم

مصاحبه با شانتل موف • برگردان: حمید قیصری • تابستان گذشته با شانتل موف درباره‌ی کتاب‌های به تازگی ترجمه‌شده‌اش مصاحبه کردیم. او [در این مصاحبه] به عنوان [متفکر] الهام‌بخش پودموس و آنسومیز[۱] برداشت خود از پوپولیسم چپ را تشریح می‌کند. شما نقدی [تیز و] گزنده ارائه می‌کنید از اجماع سیاسی «مرکز» و ائتلاف‌های بزرگی که سوسیال‌دموکراسی را با جریان راست درمی‌آمیزند. می‌توانید به ما بگویید چه چیز در هسته‌ی این انتقاد شما جای می‌گیرد؟ موف: این اجماع مرکزگرا به خلق زمینه‌ای مساعد برای ظهور پوپولیسم دست‌راستی انجامیده است. این امر به شکل فزاینده‌ای در فرانسه آشکار و در اتریش نیز بسیار مشهود است. اتریش نخستین کشوری بود که مرا به فکر در این‌باره واداشت. در واقع اتریش نسبت به دیگر کشورها تجربه‌ی به‌مراتب بیشتری از سوسیال‌دموکراسی مبتنی ‌بر‌ بازار و [شکل‌گیری آن] ائتلاف‌های بزرگ دارد. من خواستم نشان دهم که چقدر این ادعا که اجماع مرکز‌گرا نشانه‌‌ای است از یک دموکراسی بالغ‌تر، به خطا آلوده است. من پیش از آن به طرح و پیشبرد این ادعا پرداخته بودم که اجماع مرکز‌گرا خطری برای دموکراسی است و شرایطی را خلق خواهد کرد که به گسترش یک پوپولیسم دست‌راستی خواهد انجامید. با گذشت ده سال [از آن هشدارها]، اکنون…

بیشتر بخوانید »

گام‌ برداشتن در میدان مین

زیگموند باومن • برگردان: حمید قیصری • الجزیره : اروپای غربی در تابستان ۲۰۱۶ سرشار از تغییرات و نارضایی‌های بزرگ بود. در حالی که بریتانیا آماده می‌شود از اتحادیه‌ی اروپا خارج شود و فرایندی را تجربه کند که حتی برای وحدت خود این کشور هم خطرناک خواهد بود، اتحادیه‌ی اروپا نیز در حال مواجه‌شدن با تحولاتی زیربنایی و انقلابی است. در تمام اروپا مردم آماده‌ی به‌نمایش‌گذاردن نارضایی‌های خود هستند. همزمان با دست‌و‌‌پنجه‌نرم‌کردن ملل اروپایی با مسائلی مانند ورود مهاجران و ابهام‌های گوناگون اقتصادی، چشم‌انداز سیاسی نیز در حال تغییر اساسی است. اکنون همه در این احساس شریک اند که ساختارهای اجتماعی قدیمی یا در حال تغییر هستند یا به صورت جدی به چالش کشیده شده اند. همین روند در امریکا هم قابل تشخیص است؛ جایی که مبارزات انتخاباتی روندی کاملاً عجیب و غیر عادی یافتند و ادبیات سیاسی مورد استفاده از سوی نامزدها نیز به نسبت دوره‌های پیشین شدید و غلیظ‌تر شده بود. در آمریکا هم این احساس کاملاً گسترش یافته که کشور در مواردی مانند «نژاد» و «بهره‌مندی اقتصادی» دچار شکاف جدی است. چه چیز ما را به شرایط امروز کشانیده است و چه سناریوهایی را می‌توان برای مسیرهای پیش رو ترسیم کرد؟ زیگموند باومن از…

بیشتر بخوانید »

پویش‌های عقب‌نشینی: گفت‌وگویی با رابرت برنر

گفت‌و‌گوی باسکار سونکارا[۱] با رابرت برنر[۲] درباره‌ی نیروهایی که دولت رفاه آمریکایی را ساخت و درعین‌حال ویران کرد.[۳]  برگردان: شقایق یوسفی‌مقدم • باسکار سونکارا: مردم به هنگام فکر کردن به نیودیل[۴]، دو روایت مهم از آن دوره در ذهن دارند. بر اساس یکی از این روایت‌ها فرانکلین روزولت، قهرمانی است که گروهی از کارگران را علیه آن کلان‌‌سرمایه‌دارانی[۵] می‌شوراند که ما را به رکود اقتصادی کشانده بودند. در سوی دیگر طیف، کسانی هستند که ماجرا را طوری روایت می‌کنند که گویی روزولت صرفاً در جهت منافع آن نخبگانی عمل می‌کرد که به اندازه‌ی کافی هوشمند بودند تا خواستار نجات سرمایه‌داری از [آفات] خودش شوند. شما کدام یک از این‌ها را به حقیقت نزدیک‌تر می‌یابید؟ رابرت برنر: فکر می‌کنم کلید ظهور اصلاحات نیودیل، دگردیسی در ویژگی‌ و سطح مبارزاتی طبقه‌ی کارگر بود. در سال اول یا دوم انتخاب روزولت، شاهد ظهور ناگهانی جنبش توده‌ای و مبارزه‌جویانه‌ی طبقه‌ی کارگر بودیم. این موضوع به تعبیری مبنای مادی لازم برای دگرگونی آگاهی‌ طبقه‌ی کارگر و سیاست‌هایی را فراهم می‌کرد که اصلاحات روزولتی را امکان‌پذیر کردند. با خیزش و رادیکالیزه‌شدن نیروی کار که در پی جنگ جهانی اول رخ داد، مبارزه‌جویی کارگران افت کرد؛ در دهه‌ی ۱۹۲۰ شاهد ظهور طبقه‌ی سرمایه‌دار آمریکایی…

بیشتر بخوانید »

سرمایه‌داری به روایت کلاوس اوف

مدخل «سرمایه‌داری» در فرهنگ بین‌المللی علوم سیاسی[۱] • برگردان: نوح منوری • «سرمایه‌داری» از اوایل قرن بیستم به مثابه مفهومی به کار رفته که ساختار و پویایی یک صورت‌بندی خاص تاریخی از اقتصاد و جامعه را به تصویر می‌کشد. جلوه‌های آغازین آن صورت‌بندی خاص تاریخی از اواخر قرون وسطی، در نواحی جنوبی و سپس شمال غربی اروپا نمایان شد و از آن پس تقریباً به تمام مناطق جهان گسترش یافت. مفاهیم متضاد با «سرمایه‌داری» را می‌توان شامل اقتصاد معیشتی[۲]، فئودالیسم، سوسیالیسم، و اقتصاد برده‌داری دانست. جوامع در حال توسعه‌ی «جهان سوم» ممکن است الگوهای سرمایه‌دارانه‌‌ای محدود و جزیره‌ای در اقتصاد خود داشته باشند، بی‌آن‌که در نتیجه‌ی وجود آن الگوها تبدیل به «جوامع سرمایه‌داری» شوند. مورخان و عالمان [علوم] اجتماعی تطبیقی تعداد زیادی از مراحل، انواع، شروط، و گونه‌ها را ذیل مفهوم عام «سرمایه‌داری» شناسایی می‌کنند؛ از جمله سرمایه‌داری ارضی (کشاورزی)[۳]، تجاری، صنعتی، مالی؛ سرمایه‌داری دولتی، سرمایه‌داری هماهنگ؛ سرمایه‌داری نوردیک[۴]، آنگلوساکسون، آسیای شرقی، یا راینی[۵].

بیشتر بخوانید »

مباحثه‌ای میان ژاک رانسیر و ارنستو لاکلائو

برگردان: حمید قیصری • آیا عنصر «نمایندگی» جزئی «ضروری» از اراده‌ی دموکراتیک است یا «ناقض»[۱] آن است؟ این گفتگویی است در باب نسبت دموکراسی و «نمایندگی» که در پرتو توفیقات مهم جنبش‌های اعتراضی در انتخابات شهری و محلی اسپانیا، میان ژاک رانسیر، متفکر الهام‌بخش بسیاری از تحلیل‌های انجام‌گرفته از جنبش ریاضت‌ستیزانه‌ی پانزدهم می[۲]، و ارنستو لاکلائو، از مراجع مهم نظری پودموس، انجام گرفته است. مقدمه‌ی آمادور فرناندز[۳] در شانزدهم اکتبر سال ۲۰۱۲ بود که فیلسوف فرانسوی ژاک رانسیر در دانشگاه سن‌مارتین در بوینس‌آیرس و به عنوان بخشی از کنفرانسی یک هفته‌ای در بوینس‌آیرس و روزاریو به میزبانی دانشگاه ملی سن‌مارتین و انتشارات تنتا لیمون[۴]، به ایراد سخنرانی خویش با عنوان «شرایط امروز دموکراسی[۵]» پرداخت. رانسیر در آن سخنرانی به بسط و تشریح تأملات اکنون‌شناخته‌شده‌اش در باب این مسأله پرداخت که: «دموکراسی نظامی «حکومتی»[۶] نیست، بلکه همواره نمایشی تضاد‌آمیز[۷] و تنش‌آفرین[۸] از اصل «برابری» است». او به عنوان نمونه به توصیف این می‌پردازد که چگونه طبقات کارگر قرن نوزدهم تصمیم گرفتند نه صرفاً از جایگاه حاملان «قدرت کار»[۹]، بلکه به مثابه مردمانی «برابر» با دیگران از جهات «هوشمندی»[۱۰] و «توانمندی»[۱۱] و با اتکا بر ظرفیت‌های خواندن، اندیشیدن، نوشتن و خودساماندهی[۱۲] کارشان، دست به عمل بزنند. از چنین منظری…

بیشتر بخوانید »

«به شخص خودتان بستگی دارد»: چرا فمینیسم نولیبرال اصلا فمینیسم نیست؟

لیا سیتکین[۱] • برگردان: شمیم شرافت • فمینیسم جریان اصلی آمریکا به سادگی با هر ذائقه‌ای سازگار می‌شود و همیشه نسبتی فرودستانه با مطالبات اقتصاد نولیبرالی دارد. در نتیجه فمینیسمی به غایت تضعیف شده است.  کتاب اخیر ایوانکا ترامپ با عنوان «زنانی که کار می‌کنند»[۲]، به سرعت با انتقاد رسانه‌ها روبرو شد. در نقد نیویورک تایمز آمده: «ایوانکا ترامپ کتابی نوشته است به شدت بی‌ربط و بی‌خبر از آن‌چه در جهان پیرامون می‌گذرد و اساساً مخاطب خاصی را هم هدف نمی‌گیرد.» البته، کتاب هم خود هدفی سهل‌الوصول برای چنین انتقاداتی بود.

بیشتر بخوانید »

مروری بر کتاب «مدرنیزاسیون و حاکمیت پسا-استعماری در ایران؛ رساله‌ای در باب دولت» اثر ابراهیم توفیق

سیروس شایق[۱] • برگردان: حمید قیصری • ابراهیم توفیق در این کتاب می‌کوشد با تمرکز بر برهه‌ی زمانی پس از مصدق که خود آن را آغاز مرحله‌ی هم‌چنان متداوم پسا-استعماری[۲] در ایران می‌خواند، رویکردی تازه به توسعه‌ی دولت و اقتصاد سیاسی ایران تحت حاکمیت سلسله‌ی پهلوی عرضه کند. این کتاب که برآمده از رساله‌ی دکتری توفیق[۳] (دفاع‌شده به سال ۱۹۹۸ در دانشگاه فرانکفورت) است، به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود؛ بخش نخست، با طرح مفاهیمی چون «دولت بورژوایی – سرمایه‌داری»[۴]، «جامعه‌ی پسا-استعماری: مدرن یا سنتی»[۵] و «دولت پسا-استعماری»[۶]، به تشریح و تمهید استدلالات نظری اثر می‌پردازد.

بیشتر بخوانید »

نوبت به یمن رسید…

بررسی کتاب «یمن در بحران: خودکامگی، نولیبرالیسم و فروپاشی یک دولت»[۱]، هلن لاکنر[۲]، انتشارات ساقی، لندن، ۲۰۱۷ • طارق علی • برگردان: سعید انوری‌نژاد • نیو لفت ریویو، شماره‌ی ۱۱۱، می و جون ۲۰۱۸   برخی خصوصیات عام استعمار دوباره‌ی جهان عرب، به آن شیوه‌ی امپریالیستی که با جنگ اول خلیج [فارس] در سال ۱۹۹۱ همچون یک تمرین و دست‌گرمی ظالمانه آغاز شد، اکنون آشکارا قابل مشاهده است. تصور تعداد زیادی [از ناظران] این بود که پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، از چنگال آمریکا خلاص می‌شوند. آن‌ها چنین می‌اندیشیدند، زیرا آرزو می‌کردند در واقعیت نیز همین اتفاق بیافتد. با این‌حال در عمل، آمریکا حمله‌ی بی‌رحمانه و بی‌امانی را نسبت به آن دسته از حاکمیت‌های ملی که هنوز در خاورمیانه پابرجا بودند آغاز کرد. کشورهایی که حاضر به تسلیم بی‌قید و شرط به هژمونی آمریکا، که آن را مستقیما و یا از طریق وابستگان محلی خویش تحمیل می‌کرد، نبوده‌اند، در حال تحمل فشارهای ویران‌گری هستند. تغییر رژیم‌ها با تخریب‌های وسیع و کشتار گسترده و پاره‌پاره ساختن کشور از طریق [گروه‌های] قومی و مذهبی و ورود شرکت‌های عظیم -که بعضی‌هاشان مشغول بازسازی شهرهای منهدم شده از بمباران‌های [جنگنده‌های] آمریکایی و متحدان اروپایی‌اش شدند و بقیه نیز به دنبال پول…

بیشتر بخوانید »

ابرناسیونالیسم، اقتدارگرایی و پوپولیسم: عبرت‌های ترکیه‌ی اردوغان

چکیده‌ای از گفتگوی لورا لینچ با الیف شفق • برگردان: مهتاب خانی • الیف شفق[۱] ترکیه را کشوری دچار «عدم‌ثبات» و «نوسان‌پذیری» شدید می‌بیند؛ کشوری که گرفتار کشاکشی شدید میان پلورالیسم و پارانویای ابرناسیونالیستی شده است. شفق مشهورترین و پرمخاطب‌ترین رمان‌نویس ترک است و در کنار حمایت از حقوق دگرباشان جنسی، به عنوان یک صاحب‌نظر حیطه‌ی علوم سیاسی نیز شناخته می‌شود. او در این گفتگو با لورا لینچ، علاوه بر تحلیل خود از شرایط کنونی ترکیه، دو سال پس از کودتای نافرجامی که علیه دولت رجب طیب اردوغان رخ داد، به موارد دیگری نیز پرداخته که ما در این برگردان به طرح کلیاتی از آن‌ها بسنده می‌کنیم. چنان که می‌دانیم آن کودتا که با هدف به زیر آوردن اردوغان از قدرت صورت گرفته بود، در نهایت شکست خورد و اردوغان پس از آن با سرعت و جدیت بیشتری به تحکیم قدرت خویش در ترکیه و سرکوب مخالفان خویش پرداخت؛ روندی که به اخراج بیش از یکصد هزار نفر از مشاغل دولتی و عمومی و به حبس افکندن صدها فعال مدنی، دانشگاهی و رسانه‌ای انجامیده است.

بیشتر بخوانید »

آمریکای ترامپ، وال‌استریت و بیگاری‌‌کشی بر مبنای بدهی

برگردان: شقایق یوسفی‌مقدم • در سال گذشته، ما همگی گونه‌ای شدید از سرگیجه‌ی سیاسی را تجربه کرده‌ایم. بخشی از ماجرا البته به‌خاطر این واقعیت است که ترامپ به ریاست جمهوری رسیده، دائماً خشمی عمومی را درباره‌ی خود برمی‌انگیزد و در حالی که ما به بحث درباره‌ی یکی از داستان‌های تحریک عمومی از سوی او مشغول هستیم، او با اجرای نمایش دیگری از برانگیختن خشم همگانی، از ما و ماجرای قبل، پیشی می‌گیرد. وقتی که دائماً در حرکت هستیم، بازاندیشی در این‌باب ‌که کجا ایستاده‌ایم و کجا بوده‌ایم، کار دشواری است. در چنین شرایطی، به تصویر بزرگ‌تر و ابعاد کلان‌تر ماجرا دقت کردن، کاری تجملی است که به نظر هیچ‌کس قادر به تحمل هزینه‌های آن نخواهد بود. البته این وضعیت، پیامدهای جدی به همراه خواهد داشت. ذهنیات ما در حال دگرگون‌شدن هستند؛ مثلاً درخصوص شیوه‌‌ی پردازش اخبار و اطلاعات و ایده‌هایمان درباره‌ی چیستی مقاومت یا استبداد. اکنون در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که تاریخ خودش را مطالعه نمی‌کند- تاریخ ساده و بی‌پیرایه‌اش را- و اغلب حوادث جاری در خلائی تحلیل شده است که تقریباً هرگز شامل زمینه یا تاریخی نبوده؛ زمینه‌ای که برای فهم این‌که چه چیزی نو و چه چیزی کهنه است و چگونه به جایی که هم‌اکنون…

بیشتر بخوانید »

ترامپیسم، نولیبرالیسم و فمینیسم شرکتی

سم میلر[۱]  • برگردان شمیم شرافت •   ترامپیسم و فمینیسم شرکتی را می‌توان دو روی یک سکه دانست.   بر همه‌ی ما آشکار است که دانلد ترامپ زن‌ستیز است. با این‌همه این پایان ماجرا نیست. ترامپ به شیوه‌ای حساب شده از زنان برای تبلیغ امپراطوری تجاری و تصویر سیاسی‌اش بهره می‌گیرد. این کار بخشی از فرآیندی گسترده‌تر است که در آن سرمایه‌داران از «مضمون»[۲] زنانگی به عنوان ملاطی ایدئولوژیک بهره می‌برند: زنان فعال در عرصه‌های تجارت و سیاست برای بالا کشیدن خویش باید با حفظ ظاهر لطیف و سرشار از عطوفت‌شان، از درون سخت، سنگدل و بی‌رحم باشند. شیوه‌ی ارتباط دانلد ترامپ با زنان در کار و زندگی شخصی‌اش نمونه‌ای کوچک از روندهایی فراگیرتر است. ایوانکا، دختر ترامپ، و هیلاری کلینتون، رقیب سیاسی ترامپ (و دوست پیشینش)، نیز هر دو نماینده‌ی گونه‌ای یکسان از فمینیسم شرکتی هستند.

بیشتر بخوانید »