ماه: فروردین ۱۳۹۶

  • برگردان مطالب علمی

    سوسیال ‌دموکراسی

    دیوید ای. اپتر [۱] • برگردان: روزبه ذبیحیان• برای روشن کردن دکترین و کنش سیاسی نهفته در اصطلاح سوسیال‌ دموکراسی می‌توانیم به این بپردازیم که سوسیال‌ دموکراسی چه هست و چه نیست. آلمان، فرانسه،‌ انگلستان،‌ اتریش، نیوزیلند، استرالیا، بلژیک، هلند، اسپانیا، سوئد و دیگر کشورهای اسکاندیناوی همگی دارای پیشینه‌ای قوی در سنت‌ها و احزاب سوسیال‌ دموکراتیک (با عناوین مختلفی چون سوسیالیست، سوسیال‌دموکراتیک یا احزاب کارگری) هستند. برخی از همین احزاب در دوره های مختلف، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، دولت نیز تشکیل داده‌اند. اجرای چند نسل از برنامه‌های رفاهی و اصلاحات اجتماعیِ قانون‌مند، تأثیرات پایداری را نه تنها در الگوی تشکیل دولت از سوی احزاب سوسیال دموکرات، بلکه در نگرش‌های غالب آن‌ها نسبت به مسئولیت اجتماعی به جای گذاشته است. جنبش سوسیال‌ دموکراتیک مهمی نیز در ابتدای قرن بیستم در کشور روسیه وجود داشت که بعدها از سوی بلشویک‌ها سرکوب شد. سوسیال‌ دموکراسی با دامنه‌ی تأثیرگذاری کمتر در کشورهایی چون آرژانتین، کانادا، ایرلند شمالی (حزب سوسیال دموکراتیک و حزب کارگر)، هند و ژاپن نیز وجود داشته است. در این کشورها سوسیال‌ دموکرات‌ها با وجود قدرت انحصاری حزب حاکم لیبرال دموکرات، همچنان نیرومند باقی مانده‌اند و پشتیبانان عمده‌ای در میان زنان، کشاورزان و طبقه‌‌‌ی متوسط دارند.

    بیشتر بخوانید »
  • معرفی کتاب

    معرفی کتاب: اقتصاد و عدالت اجتماعی

    معرفی کننده: نوح منوری• کتاب «اقتصاد و عدالت اجتماعی» (مسعود نیلی و همکاران، نشر نی. ۱۳۸۵) در پنج فصل تنظیم شده است. در پیشگفتار کتاب با اشاره به بهره‌برداری سیاستمداران از مفهوم عدالت آمده است که «رویکردهای مردم‌گرایانه یک مفهوم را بدیهی تلقی کرده‌اند و آن تعارض بین کارکردهای اقتصاد آزاد و عدالت اجتماعی است. تصور آن بوده است که تحقق عدالت، ممانعت جدی دولت‌ها از کارکرد اقتصاد آزاد و اعمال دخالت‌های گسترده در بازارهای محصول، کار و سرمایه است… تبلیغ این برداشت و استمرار آن در طول زمان باعث شده است تا مباحثی از قبیل قیمت‌گذاری کالاها و خدمات توسط دولت و فراهم آوردن پشتیبانی‌های قضایی و اجرایی برای اعمال آن (مانند قانون تعزیرات حکومتی)، تعیین د‌ستوری و خارج از قاعده‌ی اقتصادی برخی متغیرهای مهم از قبیل نرخ ارز و نرخ بهره، ورود دولت به امر توزیع گسترده‌ی کالاها و خدمات در میان مردم، اعمال کنترل‌های اداری متعدد و پیچیده در اموری از قبیل سرمایه‌گذاری و تولید و بسیاری موارد دیگر از این قبیل با توجیه عدالت‌محور بودن از پشتیبانی برخوردار شوند.»  همچنین آمده است که در شرایط آرمانی از بنگاه‌ها انتظار می‌رود مانند افراد بر اساس معاضدت و نه رقابت رفتار کنند و تصور می‌شود در جامعه‌ی عادلانه…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    کانون‌ها، گفتمان‌ها و برنامه‌های پژوهشی؛ تکثر، پیشرفت و رقابت در جامعه‌شناسی کلاسیک، مدرن و متأخر

    جفری الگزندر [۱] برگردان: بهروز دلگشایی•   من در این گزیده‌ی[۲] چند جلدی، تاریخ اغلب تو در تو، گاه با شکوه و همیشه جذاب نظریه و پژوهش جامعه‌شناختی را به‌گونه‌ای نسبتاً متفاوت با رویکرد سنتی ارائه خواهم کرد. به جای تشریحِ تنوع بسیار گسترده‌ی آن به‌عنوان روندی ناهموار ولی نهایتاً موفقیت‌آمیز از دانش انباشت شده، از وجود نوعی «نسبیت[۳]» در قلب تشکیلات جامعه‌شناختی سخن خواهم گفت؛ «نسبیتی» که به عبارت کلی‌تر‌ بیان‌گر بعدی انکارناپذیر از علوم انسانی است. «نسبیت» از آن‌ جهت مطرح می‌شودکه جامعه‌شناسی نه علمی طبیعی، بلکه علمی انسانی است. ماکس وبر دلالات این تمایز سرنوشت‌ساز را درک‌کرده بود، در حالی که مارکس، دورکیم و پارسونز از فهم آن بازمانده بودند. به هر حال این واقعیت بنیادی، هر معنایی که داشته باشد، متمایز بودن رشته و علم ما را نشان می‌دهد. [از جمله] بیان می‌دارد که چرا مارکس، دورکیم، وبر و پارسونز کماکان کلاسیک‌هایی زنده‌اند و در عین حال هیچ‌‌یک هرگز نتوانستند گذشته، حال و آینده‌ی جامعه‌شناسی را چنان که خود می‌خواستند رقم زنند. متخصصان جامعه‌شناسان حرفه‌ای هرگز نمی‌توانند مانند عالمان طبیعی به دانش خود مطمئن باشند و حتی وقتی نسبت به دانش خود اطمینان دارند، آن را نه تنها برای تبیین جهان بلکه برای تغییر آن بر…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    سرشت نولیبرالیسم

    پیر بوردیو [۱]• برگردان: حمید قیصری• نولیبرالیسم چیست؟ برنامه‌ای برای تخریب آن ساختارهای جمعی که ممکن است در مقابل منطق خالص بازار ایستادگی کنند.• گفتمان مسلط[۲] موجود جهان اقتصادی را نظمی ناب و بی‌نقص تصویر می‌کند که بی‌وقفه منطق پیامدهای پیش‌بینی‌پذیر خود را نمایان می‌کند و هرگونه تخطی از آن منطق را با مجازاتی هوشمند و یا – به شکلی خاص‌تر- با اعمال سیاست‌هایی از طریق بازوهای مسلحی چون صندوق بین‌المللی پول (IMF) و سازمان همکاری و توسعه‌ی اقتصادی(OECD)، سرکوب می‌کند. کاهش هزینه‌های نیروی کار، کاستن از هزینه‌های عمومی و انعطاف‌بخشی روزافزون به کار از جمله‌ی آن سیاست‌ها هستند. آیا حق با گفتمان مسلط است؟ چه می‌شود اگر در واقعیت آن نظم اقتصادی چیزی جز استقرار یک اتوپیا – اتوپیای نولیبرالیسم – نباشد و در نتیجه باید مسئله‌ای سیاسی نیز دانسته شود؛ مسئله‌ای سیاسی که به کمک نظریه‌ی اقتصادی مورد ادعایش خود را توصیفی علمی از «واقعیت» جا می‌زند؟

    بیشتر بخوانید »