ماه: آبان ۱۳۹۷

  • درنگ

    فقر فکری و اطوار لیبرالی

    از زمان تولد آبسکورا تا به امروز بنای ما بر آن بوده که به جای آن که ضرورتاً در طیف «چپ» قرار بگیریم، نسبت به هر آن اندیشه و مرامی و از جمله خود جریان چپ، موضعی «انتقادی» بگیریم تا هر چه بیشتر بر ما روشن شود که چقدر «نمی‌دانیم» و چقدر دچار قضاوت‌های نامنقح‌ایم و چقدر می‌توانیم در کنار دیگران از گستره‌ی «بی‌دانشی» همگانی بکاهیم تا به مرور گام‌های مؤثرتری در راه تحقق آرمان‌هایی چون «عدالت» و «برابری» برداریم. از این‌پس نیز بنای ما جز این نخواهد بود اما حالا که در میانه‌ی اعتراضات کارگران شاهد آن هستیم که هم‌چنان برخی می‌توانند به جای اشاره به «نابرابری» و «فساد» و «تبعیض» و «ستم» و «استثمار» و «سرکوب» و «طرد» و «تباهی»، ژست کارآفرینانه‌ی خویش را نگاه دارند و از جایگاه لیبرال‌های تنازل‌ناپذیر به کارگران هفت‌تپه توصیه کنند که نباید اسیر دستور کار چپ شوند، لازم می‌دانیم مواردی را به اختصار برشماریم: نخست – در سنت فکری لیبرال نیز امکان‌های متعدد هست برای آن‌که شرافتمندانه در هستی کارگر هفت‌تپه و امثال او بنگرید و تصدیق کنید که تا چه حد «طیف عدالت» در ایران به قهقرا رفته است و تا چه درجه‌ی خجالت‌آوری برای دامنه‌ای وسیع از جمعیت در ایران…

    بیشتر بخوانید »
  • یادداشت

    یک کرونولوژی مقدماتی از روابط دولت و نیروهای کار شرکتی

    نویسنده: نوح منوری • موضوع «روابط کار» و به طریق اولی «قانون کار» در ایران همواره مورد بحث بوده است، اما کمتر پیش آمده که درباره‌ی نیروهای کار بخش دولتی یا به طور کلی بخش عمومی بحث مستقلی شکل بگیرد. حتی در منابع ارزشمند این حوزه نیز به دشواری می‌توان نشانی از توجه اختصاصی به موضوع نیروهای کار دولتی یافت. به عنوان نمونه می‌توان به اثر بهداد و نعمانی اشاره کرد که در آن اشاره‌ای به نیروهای انسانی دولت نشده است. این در حالی است که بر اساس داده‌های سالنامه آماری سال ۱۳۹۴، ۳۴ درصد از جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر کشور یعنی حدود ۲۲٫۴ میلیون نفر شاغل محسوب می‌شوند که از این تعداد حدود ۲٫۳ میلیون نفر کارکنان دولت هستند. با احتساب کارکنان نهادهای عمومی غیردولتی می‌توان نتیجه‌گیری کرد که بیش از ۱۵ درصد نیروهای کار در کشور شاغلان بخش‌های دولتی و عمومی هستند.

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان گفتارها

    مباحثه‌ای میان ژاک رانسیر و ارنستو لاکلائو

    برگردان: حمید قیصری • آیا عنصر «نمایندگی» جزئی «ضروری» از اراده‌ی دموکراتیک است یا «ناقض»[۱] آن است؟ این گفتگویی است در باب نسبت دموکراسی و «نمایندگی» که در پرتو توفیقات مهم جنبش‌های اعتراضی در انتخابات شهری و محلی اسپانیا، میان ژاک رانسیر، متفکر الهام‌بخش بسیاری از تحلیل‌های انجام‌گرفته از جنبش ریاضت‌ستیزانه‌ی پانزدهم می[۲]، و ارنستو لاکلائو، از مراجع مهم نظری پودموس، انجام گرفته است. مقدمه‌ی آمادور فرناندز[۳] در شانزدهم اکتبر سال ۲۰۱۲ بود که فیلسوف فرانسوی ژاک رانسیر در دانشگاه سن‌مارتین در بوینس‌آیرس و به عنوان بخشی از کنفرانسی یک هفته‌ای در بوینس‌آیرس و روزاریو به میزبانی دانشگاه ملی سن‌مارتین و انتشارات تنتا لیمون[۴]، به ایراد سخنرانی خویش با عنوان «شرایط امروز دموکراسی[۵]» پرداخت. رانسیر در آن سخنرانی به بسط و تشریح تأملات اکنون‌شناخته‌شده‌اش در باب این مسأله پرداخت که: «دموکراسی نظامی «حکومتی»[۶] نیست، بلکه همواره نمایشی تضاد‌آمیز[۷] و تنش‌آفرین[۸] از اصل «برابری» است». او به عنوان نمونه به توصیف این می‌پردازد که چگونه طبقات کارگر قرن نوزدهم تصمیم گرفتند نه صرفاً از جایگاه حاملان «قدرت کار»[۹]، بلکه به مثابه مردمانی «برابر» با دیگران از جهات «هوشمندی»[۱۰] و «توانمندی»[۱۱] و با اتکا بر ظرفیت‌های خواندن، اندیشیدن، نوشتن و خودساماندهی[۱۲] کارشان، دست به عمل بزنند. از چنین منظری دموکراسی «امر حکومت‌‌ناپذیری[۱۳]»…

    بیشتر بخوانید »
  • چندرسانه‌ای

    ویدئوی کوتاه: توجیه حقوق بالای مدیران در نولیبرالیسم

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان محتواهای رسانه ای

    «به شخص خودتان بستگی دارد»: چرا فمینیسم نولیبرال اصلا فمینیسم نیست؟

    لیا سیتکین[۱] • برگردان: شمیم شرافت • فمینیسم جریان اصلی آمریکا به سادگی با هر ذائقه‌ای سازگار می‌شود و همیشه نسبتی فرودستانه با مطالبات اقتصاد نولیبرالی دارد. در نتیجه فمینیسمی به غایت تضعیف شده است.  کتاب اخیر ایوانکا ترامپ با عنوان «زنانی که کار می‌کنند»[۲]، به سرعت با انتقاد رسانه‌ها روبرو شد. در نقد نیویورک تایمز آمده: «ایوانکا ترامپ کتابی نوشته است به شدت بی‌ربط و بی‌خبر از آن‌چه در جهان پیرامون می‌گذرد و اساساً مخاطب خاصی را هم هدف نمی‌گیرد.» البته، کتاب هم خود هدفی سهل‌الوصول برای چنین انتقاداتی بود.

    بیشتر بخوانید »