ماه: دی ۱۳۹۷

  • چندرسانه‌ای

    فیلم «رزا لوکزامبورگ» به کارگردانی فون‌تروتا

    پانزدهم ژانویه‌ی ۲۰۱۹ برابر بود با یکصدمین سالمرگ رزا لوکزامبورگ. لوکزامبورگ به شیوه‌ای که تا به امروز از تراژیک‌ترین صحنه‌های تاریخ اندیشه‌ی چپ است، در برلین به قتل رسید؛ برلینی که نکبت سلطنت را پشت سر نهاده بود، اما هیچ مهیای زمانه‌ی پساسلطنت نبود. سمت و سوی تحولات زمانه به ما می‌گوید که باید اهمیت زیادی برای اختلافات و تبادلات نظری میان لوکزامبورگ و لنین؛ لوکزامبورگ و برنشتاین؛ لوکزامبورگ و کائوتسکی؛ لوکزامبورگ و لیبکنشت، و البته لوکزامبورگ و مارکس، قائل شویم. لوکزامبورگ دگرگونی‌خواه بود اما این دگرگونی‌خواهی نسبتی با ائتلاف‌های اقتضایی و فرصت‌طلبانه با کانون‌های ارتجاعی نداشت. لوکزامبورگ سوسیال‌دموکراتی فعال بود اما هیچ رغبتی به رفورمیسم منفعلانه‌ و بی‌پرنسیب اگوست ببل نداشت و دهه‌ها پیش از آن‌که سوسیال‌ دموکراسی آلمانی این‌چنین طعمه‌ی نولیبرالیسم مرکل شود، خوانش ساده‌انگارانه‌ی کسانی چون برنشتاین از «تحول» را زمینه‌ساز چنین غایت پارادوکسیکالی دانسته بود. سال‌های زیادی از عمر لوکزامبورگ را می‌شد در تعبیر «تدارک تغییر» خلاصه کرد، اما این تغییرخواهی هیچ‌گاه تن به غلبه‌ی مدیوم «حزبی» بر تأمل‌ورزی جمعی و آگاهی عمومی نداد. لوکزامبورگ اشتیاقی به تحولات «شگرف اما کم‌دامنه» نداشت، ار هر «خروش»ی به وجد نمی‌آمد و هر «انبوه توده‌وار»ی را نویدبخش دگرگونی نمی‌دانست. فیلم «رزا لوکزامبورگ» به کارگردانی فون‌تروتا را برخی به این…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان گفتارها

    به فوریت نیازمند پروراندن یک پوپولیسم دست‌چپی هستیم

    مصاحبه با شانتل موف • برگردان: حمید قیصری • تابستان گذشته با شانتل موف درباره‌ی کتاب‌های به تازگی ترجمه‌شده‌اش مصاحبه کردیم. او [در این مصاحبه] به عنوان [متفکر] الهام‌بخش پودموس و آنسومیز[۱] برداشت خود از پوپولیسم چپ را تشریح می‌کند. شما نقدی [تیز و] گزنده ارائه می‌کنید از اجماع سیاسی «مرکز» و ائتلاف‌های بزرگی که سوسیال‌دموکراسی را با جریان راست درمی‌آمیزند. می‌توانید به ما بگویید چه چیز در هسته‌ی این انتقاد شما جای می‌گیرد؟ موف: این اجماع مرکزگرا به خلق زمینه‌ای مساعد برای ظهور پوپولیسم دست‌راستی انجامیده است. این امر به شکل فزاینده‌ای در فرانسه آشکار و در اتریش نیز بسیار مشهود است. اتریش نخستین کشوری بود که مرا به فکر در این‌باره واداشت. در واقع اتریش نسبت به دیگر کشورها تجربه‌ی به‌مراتب بیشتری از سوسیال‌دموکراسی مبتنی ‌بر‌ بازار و [شکل‌گیری آن] ائتلاف‌های بزرگ دارد. من خواستم نشان دهم که چقدر این ادعا که اجماع مرکز‌گرا نشانه‌‌ای است از یک دموکراسی بالغ‌تر، به خطا آلوده است. من پیش از آن به طرح و پیشبرد این ادعا پرداخته بودم که اجماع مرکز‌گرا خطری برای دموکراسی است و شرایطی را خلق خواهد کرد که به گسترش یک پوپولیسم دست‌راستی خواهد انجامید. با گذشت ده سال [از آن هشدارها]، اکنون باید به این…

    بیشتر بخوانید »
  • اسلاید

    دنیایی که برای تحقق آن می‌کوشیم / به روایت دیوید هاروی

    نسبت اندیشه‌ی چپ با «وضع موجود» نسبتی بحث‌برانگیز و سرشار از تنش است. این تنش گاه شکل فعال‌کردن یوتوپیا در دل سهمگین‌ترین بداهت‌های فاجعه‌بار را به خود می‌گیرد و گاه خود به بداهتی دچار می‌شود که آن را نسبتی با پیچیدگی‌های امر واقع نیست. اندیشه‌ی چپ در بسیاری از مواضع و علی‌رغم پیشینه‌ای سترگ از تأکید بر اولویت تغییر جهان بر تفسیر آن، به جای آن‌که نسبت خویش با «امکان»های تغییر را مورد بازاندیشی قرار دهد، مکرراً به نص بازمی‌گردد و به این ترتیب از امکان نگریستن و بازاندیشی در «نارسایی»های ادراک خویش از امر واقع بازمی‌ماند. حال آن‌که یافتن روزن‌هایی به رهایی ملازم با پذیرش غرقه‌گی در ظلمت و تلاش برای آغاز فرایند شناخت از خود این ظلمت است. تصویری که متفکران چپ از آتیه‌ی مطلوب‌شان ارائه می‌کنند، محکی است جذاب برای ارزیابی آن‌که کدامین گام‌ها ما را به سوی گشودن آن روزن‌ها می‌برند و کدام امیدواری‌های ما نسبتی با آن ظلمت ندارند و حتی یاری‌مان نمی‌دهند که فرصت‌های محدود رهایی را مغتنم بشماریم. دیوید هاروی در مؤخره‌ی خویش بر کتاب «هفده‌ تضاد و پایان سرمایه‌داری» ذیل عنوان «ایده‌هایی برای پراکسیس سیاسی» به شرح خصوصیات محوری جهانی می‌پردازد که به تعبیر او کوشش‌ها، مبارزه‌ها و تقلاهای ما مصروف تحقق…

    بیشتر بخوانید »
  • چندرسانه‌ای

    ویدئوی کوتاه: ننسی فریزر

    بیشتر بخوانید »
  • ترجمه‌کاوی

    کارگاه ترجمه ۱

    🔅با بازنشر قاب‌های #کارگاه_ترجمه آبسکورا بر آگاهی مخاطبان و مسئولیت‌پذیری فعالان عرصه‌ی ترجمه و انتشار نسبت به کیفیت ترجمه‌های حوزه‌ی علوم اجتماعی و انسانی بیافزایید. ۱ Even in liberal capitalism the market did not assume the functions of social integration alone. The class relationship could assume the unpolitical form of the relation of wage labor to capital only when the general prerequisites for the continued existence of capitalist production were fulfilled by the state. Only state functions that supplement, but are not subject to, the market mechanism make possible unpolitical domination through private appropriation of socially produced surplus value. ❌ حتی در جوامع لیبرال نیز بازار وظایف یکپارچه‌سازی اجتماعی را به تنهایی عهده‌دار نشده است. روابط طبقاتی تنها زمانی شکل غیرسیاسی رابطه‌ی کار دستمزدی با سرمایه را پیدا می‌کند که دولت بتواند مقتضیات کلی را برای تداوم تولید سرمایه‌داری فراهم آورد. تنها دولت می‌تواند از عهده‌ی انجام این کارکرد تکمیل‌کننده‌ی سازوکار بازار برآید و تابع این سازوکارها نباشد. بدین‌ترتیب، دولت وسایل سلطه‌ی غیرسیاسی را از طریق تملک خصوصی ارزش اضافی تولید‌شده‌ی اجتماعی فراهم می‌آورد. برگردان #جهانگیر_معینی – از کتاب بحران مشروعیت – یورگن هابرماس – #نشر_گام‌نو – چاپ سوم (۱۳۹۴) – صفحه‌ی ۱۲۹ ✅ #برگردان_درست: حتی در سرمایه‌داری لیبرال نیز…

    بیشتر بخوانید »
  • یادداشت

    «لامسه»ی اتنوگرافیک – بخش دوم سخنرانی اصغر ایزدی‌جیران

    تلخیص و ویرایشی از سخنرانی انجام‌شده در کارگاه روش تحقیق «کار میدانی اتنوگرافیک: تجاربی از بافت‌‌های رنج اجتماعی» در نشست «مسائل محلی در زمینه ملی: مسائل اجتماعی هرمزگان» – اتحادیه‌ی انجمن‌‌های علمی دانشجویی علوم اجتماعی ایران، بندرعباس، دانشگاه هرمزگان، ۳۰ آذر ۱۳۹۵٫ پیاده‌کنندگان متن: زهرا عبدی[۱] و فروغ صالح‌بابادی[۲] *** «تجربه‌‌»ی شخصی در کار اتنوگرافیک نفوذ تدریجی عامل «تجربه‌ی شخصی» را می‌بینید و درمی‌یابید که کار تفاوت روزافزونی با دیگر تجربه‌های روش‌شناختی و میدانی پیدا می‌کند. شخص‌‌بودگی پژوهشگر، ویژگی‌‌هایی که در جهان شخصی او هست، تأثیری مستقیم بر روایتی می‌گذارد که از واقعیاتی که خود لمس‌ کرده ارائه می‌دهد. از همین روی گفتم حقیقتش این است که چندان نمی‌توان دم از «آموزش» و «انتقال دانسته‌ها» در کار اتنوگرافیک زد. این را هم که در این‌جا چیزهایی برای گفتن دارم، بگذارید به حساب «به سخن درآمدن» حافظه‌ای آغشته به یک «لامسه»ی اتنوگرافیک؛ من دارم «تجربه»هایم را با شما به اشتراک می‌گذارم و هیچ قصد ندارم از این تسهیم تجربه، به شاکله و چارچوبی تکنیکال برسم که می‌شود آن را به دیگران توصیه کرد. باید آن یادآوری انسان‌شناسان تجربه‌محور را پاس داشت و پذیرای این واقعیت بود که همین «مواجهات» و همین «لامسه»های اتنوگرافیک است که در هر تجربه‌ی یکه‌ای از روبرو…

    بیشتر بخوانید »