ماه: خرداد ۱۳۹۸

  • برگردان مطالب علمی

    دستمزد عادلانه چیست؟

    سرمایه‌داران، جان رومر و انقلاب فرهنگی برانکو میلانوویچ[۱] • برگردان: مهتاب خانی • در هنگام طراحی نظام‌های پاداش و جبران، ما به‌وضوح همواره تحت هدایت پاره‌ای اصول معطوف به عدالت یا اخلاق هستیم. [متن حاضر حاصل] تأملی مختصر در باب شایسته‌سالاری، اصول [مورد نظر] جان رومر[۲]، و الگوی کلی جبران به کار رفته در چین در سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی [است]. در سال‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ و [خاصه] در کتابی منتشره در سال ۱۹۹۹ با عنوان «برابری فرصت‌ها»، جان رومر زمینه‌ را برای ظهور عرصه‌ای فراهم کرد که تبدیل به حوزه‌ی بالنده‌ی مطالعات نابرابری [یا «نابرابری‌کاوی»] شده است؛ [که همانا مطالعه‌ی] «نابرابری فرصت‌ها»ست. بینش کلیدی رومر عبارت بود از تقسیم فاکتورهای مؤثر بر درآمد فرد به سه دسته: موقعیت‌ها یا فاکتورهایی که نسبت به فرد «برون‌زاد» [و «خارجی»]اند و فرد نسبت به آن‌ها کنترلی ندارد (جنسیت، نژاد، درآمد والدین، تحصیلات و مواردی از این دست)، [دوم؛] آن فاکتورهایی که محصول تلاش فرد هستند؛ و در نهایت آن فاکتورهایی که نتیجه‌ی آن چیزی هستند که رومر «بخت‌آوری تصادفی»[۳] می‌خواند ([نظیر این موقعیت که:] «شغل خوبی نصیبم شده چون از قضا در همان زمانی که شغل را آگهی کرده بودند [شغل دیگری نداشتم و] در دسترس بودم»). رویکرد رومر او را هم‌چنین بدان‌سو…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    وارسی نظریه‌پردازی هاروی در باب نولیبرالیسم

    الیزابت هامفریس • برگردان: شقایق یوسفی مقدم • دیوید هاروی مهم‌ترین نظریه‌پرداز مارکسیست در عصر نولیبرال است و چارچوب مفهومی‌ او در این زمینه، عمدتاً در دو اثر امپریالیسم جدید (۲۰۰۳) و تاریخچه‌ی مختصر نولیبرالیسم (۲۰۰۵) پرورش یافته است. کار هاروی تحلیلی ماتریالیستی از نولیبرالیسم است که آن را در زمینه‌ی تغییرات روابط اجتماعی سرمایه‌دارانه و بحران انباشت دهه‌ی ۱۹۷۰ جای می‌دهد و مشخصه‌ی اصلی آثار او کاربرد مقولات مارکسیستی‌ است. او به ماهیت طبقاتی پروژه‌ی نولیبرال توجه دارد و ادعاهای یوتوپیایی را که لیبرال‌ها و بسیاری از سوسیال دموکرات‌ها در دفاع از آن طرح می‌کنند، نمی‌پذیرد. علاوه بر این، هاروی به تنوع‌پذیری فضایی نولیبرالیسم[۱] توجه دارد و اشکال گوناگون آن را مورد تأکید قرار می‌دهد[۲]. اخیراً درباره‌ی تحلیل کنل و دادوس[۳] از روایت‌های مسلط نولیبرالیسم و ارتباط آن‌ روایت‌های مسلط با جهان جنوب[۴] نوشته‌ام. دغدغه‌های من درباره‌ی روایتی مسلط تا حدی متفاوت است؛ اما معتقدم که تفسیر غالب درباره‌ی ریشه‌ها و  اشکالی که نولیبرالیسم در جهان شمال به خود گرفته، با خلق یک سنخ «آرمانی»[۵] از تغییرات اقتصادی- سیاسی که مبتنی بر تجربیات بریتانیا و ایالات متحد است، درک ما را محدود کرده است. روایت غالبی که شناسایی کرده‌ام و در کارهای نائومی کلاین و دیگران نیز می‌توان آن…

    بیشتر بخوانید »