ماه: تیر ۱۳۹۸

  • برگردان مطالب علمی

    ننسی فریزر: بایسته‌های رهایی‌بخشی رادیکال

    ریچارد برنشتاین • برگردان: حمید قیصری • این مطلب حاصل برگردان فرازهایی است از بخشی با عنوان «از فمینیسم سوسیالیستی تا نقد سرمایه‌داری جهانی» که برنشتاین تألیف آن را در کتاب «فمینیسم، سرمایه‌داری و نقد: مقالاتی در بزرگداشت ننسی فریزر» (۲۰۱۷)[۱]بر عهده داشته است. ارزش اصلی این فرازها شاید در آن است که تصویری منسجم و گیرا از روند تطور ایده‌ و آرمان «برابری» و عطف توجه به «امر سیاسی» را در اندیشه‌ی فریزر ارائه می‌دهند. بسیاری از خوانش‌گران فریزر نقطه‌ی عزیمت فکری او را برجسته می‌کنند، در حالی‌که این واقعیت را – به عمد یا به سهو – نادیده می‌انگارند که فریزر طی سال‌ها و دهه‌های اخیر تحولات شگرفی را در دستگاه فکری خود تجربه کرده و در روندی بی‌وقفه، تمایزهای خویش از رویکردهای «اجماع‌محور» را برجسته ساخته است. توجه به این تحول فکری فریزر برای کسانی که می‌خواهند راهی، روزنی و بدیلی میان رادیکالیسم طبقه‌محور و سوسیال‌دموکراسی اجماع‌محور بیابند، ضروری و الهام‌بخش است. حوزه‌ی عمومی و دغدغه‌های فمینیستی فمینیسم هیچ‌گاه برای فریزر جایگاه موضوعی محدود و منتزع [از سایر حوزه‌ها] را نیافته است. دغدغه‌ی او درخصوص فمینیسم به تمام پروژه‌ی انتقادی‌اش اشاعه یافته و درک او از «نقد رادیکال»[۲] بر شیوه‌ی موضع‌گیری‌اش نسبت به مسائل متحولی[۳] که فمینیست‌ها…

    بیشتر بخوانید »
  • برگردان مطالب علمی

    بحران سرمایه‌داری دموکراتیک

    وولفگانگ استریک • برگردان: فاطمه صدیقی، سعید انوری‌نژاد • فروپاشی سیستم مالی آمریکا، که در سال ۲۰۰۸ رخ داد، اکنون به بحرانی اقتصادی و سیاسی در ابعاد جهانی تبدیل شده است. این اتفاق که جهان را تکان داده چگونه باید مفهوم‌سازی شود؟ جریان اصلی علم اقتصاد تمایل دارد جامعه را تابع کششی عمومی برای رسیدن به تعادل ببیند، در این حالت بحران‌ها و تغییرات چیزی نیستند مگر انحرافاتی گذرا از وضعیت پایدار سیستمی که به طور نرمال به خوبی یکپارچه و همبسته است. اما یک جامعه‌شناس چنین نظریه‌ای را نمی پذیرد. به جای آن که مصائب فعلی‌مان را اختلالی بی‌سابقه در شرایطی اساساً پایدار بدانیم، من برآنم که «رکود بزرگ» و در پی آن فروپاشی تقریبی شرایط مالی عمومی را تجلی تنشی بنیادین در پیکربندی اقتصادی-سیاسی جوامع سرمایه‌داری پیشرفته ببینم. تنشی که عدم توازن و ناپایداری را از استثنا به قاعده تبدیل می‌کند و می‌توان ظهور آن را در توالی تاریخی بحران‌های درونی نظم اجتماعی-اقتصادی هم مشاهده کرد. من به طور مشخص استدلال می‌کنم که بحران‌های فعلی تنها زمانی قابل درک هستند که آن‌ها را در سایه‌ی دگرگونی مداوم و ذاتا متناقض صورت‌بندی‌ای اجتماعی ببینیم. صورتبندی‌ای که آن را «سرمایه‌داری دموکراتیک» می‌خوانیم. سرمایه‌داری دموکراتیک تنها پس از جنگ دوم جهانی…

    بیشتر بخوانید »