نئولیبرالیسم

  • اردیبهشت- ۱۳۹۸ -
    ۲۱ اردیبهشت
    برگردان مطالب علمی

    وارسی نظریه‌پردازی هاروی در باب نولیبرالیسم

    الیزابت هامفریس • برگردان: شقایق یوسفی مقدم • دیوید هاروی مهم‌ترین نظریه‌پرداز مارکسیست در عصر نولیبرال است و چارچوب مفهومی‌ او در این زمینه، عمدتاً در دو اثر امپریالیسم جدید (۲۰۰۳) و تاریخچه‌ی مختصر نولیبرالیسم (۲۰۰۵) پرورش یافته است. کار هاروی تحلیلی ماتریالیستی از نولیبرالیسم است که آن را در زمینه‌ی تغییرات روابط اجتماعی سرمایه‌دارانه و بحران انباشت دهه‌ی ۱۹۷۰ جای می‌دهد و مشخصه‌ی اصلی آثار او کاربرد مقولات مارکسیستی‌ است. او به ماهیت طبقاتی پروژه‌ی نولیبرال توجه دارد و ادعاهای یوتوپیایی را که لیبرال‌ها و بسیاری از سوسیال دموکرات‌ها در دفاع از آن طرح می‌کنند، نمی‌پذیرد. علاوه بر این، هاروی به تنوع‌پذیری فضایی نولیبرالیسم[۱] توجه دارد و اشکال گوناگون آن را مورد تأکید قرار می‌دهد[۲]. اخیراً درباره‌ی تحلیل کنل و دادوس[۳] از روایت‌های مسلط نولیبرالیسم و ارتباط آن‌ روایت‌های مسلط با جهان جنوب[۴] نوشته‌ام. دغدغه‌های من درباره‌ی روایتی مسلط تا حدی متفاوت است؛ اما معتقدم که تفسیر غالب درباره‌ی ریشه‌ها و  اشکالی که نولیبرالیسم در جهان شمال به خود گرفته، با خلق یک سنخ «آرمانی»[۵] از تغییرات اقتصادی- سیاسی که مبتنی بر تجربیات بریتانیا و ایالات متحد است، درک ما را محدود کرده است. روایت غالبی که شناسایی کرده‌ام و در کارهای نائومی کلاین و دیگران نیز می‌توان آن…

    بیشتر بخوانید »
  • اسفند- ۱۳۹۷ -
    ۲۸ اسفند
    برگردان مطالب علمی

    استفاده‌ها و سوء‌استفاده‌ها از «نولیبرالیسم»

    دنیل راجرز[۱] • برگردان: نوح منوری • نولیبرالیسم همه‌چیز‌خوار زبان‌شناختی[۲] زمانه‌ی ماست؛ نو-واژه‌ای که تمام واژگانی پیرامونی خود را تهدید به بلعیدن می‌کند. بیست سال پیش اصطلاح «نولیبرالیسم» به‌ندرت جایی در مباحثات انگلیسی‌زبان داشت. [اما] در حال حاضر [واژه‌ای] تقریباً گریز‌ناپذیر است که در مورد همه چیز از معماری، فیلم، و فمینیسم گرفته تا سیاست‌های دانلد ترامپ و هیلاری کلینتون به کار می‌رود. جستجوی کاربردهای «نولیبرالیسم» در پایگاه داده ProQuest ‌در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۹ شما را به کمتر از ۲۰۰۰ عنوان می‌رساند. [در حالی که] از بحران اقتصادی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ تا کنون این رقم از۳۳۰۰۰ عنوان فراتر رفته است. اصطلاح «نولیبرالیسم» در جناح چپ برای چنین مواردی به کار می‌رود: تشریح احیای ایده‌های لسه‌فر در آن‌چه هنوز در اکثر حوزه‌ها، اندیشه‌ی اقتصادی «محافظه‌کارانه» نامیده می‌شود؛ به‌راه‌انداختن کارزار علیه برنامه‌هایی چون مالیات‌ستیزی، دولت‌ستیزی، و ستیز با اتحادیه‌های کارگری که از طرح‌ها و برنامه‌های تاچر و ریگان تا خیزش تی‌پارتی[۳] و انجمن درون‌حزبی آزادی[۴] را در برمی‌گیرد؛ توصیف ویژگی‌های بازار جهانی اقتصاد که احکام و الزامات آن هم‌اکنون بر جهان سیطره دارد؛ به باد انتقاد گرفتن سیاست‌های حزب دموکرات مرکزگرای بیل و هیلاری کلینتون؛ و نام نهادن و اشاره به آن فرهنگ و ادراکاتی که اذهان و اعمال ما را آکنده…

    بیشتر بخوانید »